|
پس از طی سکرات و غمرات یکی از وحشتناکترین مواقف انسان در سفر آخرت، شب اول قبر است و آن اولین شب ورود انسان بر عالم برزخ است. واژه وحشت به معنای ترس نیست، بلکه ترس لازمه وحشت است. زیرا وحشت به معنای عدم آشنایی و بیگانگی انسان از وضعیت جدید است. انسان هرچه بیشتر در دنیا تعلق خاطر به اسباب و لوازم داشته باشد درجه وحشت و تنهاییش نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس، هرچه انسان در دنیا کمتر وابسته باشد مرگ و عوالم پس از آن برایش آشناتر و گواراتر خواهد بود. رسول خدا (ص) به یکی از اصحابش فرمود:«چگونه خواهی بود آنگاه که دو «فتان» قبر «دو ملک از ملائک» بر تو وارد شوند؟ عرض کرد: یا رسول الله فتانان قبر چیستند؟(کیستند). فرمود: دو ملک هستند که بسیار خشن و بدخلقند، صدایشان مانند رعد و پر سروصدا و چشمانشان مانند برق رباینده(کورکننده) است، در حالیکه در میان انبوه موهایشان حرکت می کنند و زمین را با نیش دندانهایشان می شکافند (اینهایند) که از تو سوال می کنند...» سلیمان بن خالد می گوید: از امام صادق(ع) درباره چیزی که متوفی (در شب اول قبر) ملاقات می کند جویا شدم، حضرت فرمود:«دو ملکند که به آنها منکر و نکیر گفته می شود بر صاحب قبر وارد می شوند و از او درباره رسول خدا(ص) سوال می کنند، بدین نحو: چه می گویی درباره مردی که بر شما مبعوث گشت؟ صاحب قبر پاسخ می دهد: این مرد کیست؟ نکیرین می گویند: همان که می گفت رسول خداست، آیا حق می گفت؟(حضرت در ادامه حدیث فرمود): پس اگر این مرد از اهل شک باشد در جواب نکیرین می گوید: نمی دانم. شنیدم که مردم چنین می گویند، نمی دانم این موضوع حق است یا دروغ. آنگاه نکیرین بر او چنان ضربه ای می زنند که صدایش را اهل آسمانها و زمین(ملکوتیان) بجز مشرکین می شنوند. و اگر این فرد از متقیان باشد بدون ترس و هراس می گوید: آیا از رسول الله از من سوال می کنید؟ می گویند: آیا تو می دانی که رسول خداست؟ پس این فرد می گوید: (آری) شهادت می دهم که او رسول خداست و هدایت و دین حق را آورد. (حضرت) فرمود: پس این فرد جایگاهش را در بهشت می بیند و قبرش گشوده می شود. آنگاه آن دوملک به او می گویند: بخواب، خوابی که هیچ خوابیده ای چنان خوابهای زیبا نمی بیند.» زربن جیش می گوید: از علی(ع) شنیدم که فرمود: همانا، بنده وقتی که داخل قبر نهاده می شود، دو ملک بنامهای منکر و نکیر، بر او وارد می شوند: اولین چیزی که از او می پرسند درباره پروردگارش می باشد. سپس از پیامبرش، سپس از ولیش (امامش). پس اگر جواب داد نجات می یابد و اگر عاجز ماند، عذابش می کنند. مردی از آن حضرت (در آن میان) پرسید: بر سر کسی که خدایش را می شناسد اما ولیش را نه، چه می آید؟ فرمود: (این شخص) مذبذب است نه این طرفی (بهشت) و نه آن طرفی (جهنمی) و کسی را هم خدا گمراه کرده باشد راه (راستی) برای او نمی یابی. این شخص راه مشخصی ندارد.»
با عرض تسلیت به مناسبت اربعین سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) مقدمه ادامه مطلب اربعین حسینی در حدیث شریف آمده است که در روزگاران پیشین شخصی مرتکب گناه های زیاد شد. وقتی نزدیک بود بمیرد به پسرانش وصیت نمود که وقتی بمیرم مرا بسوزانید و نصف خاکسترم را بباد بدهید و نصفش را بدریا بسپارید. پس از این وصیت گفت: ((اگر خدا بر من چیره گشت و باوجود اینهمه تدارک نیز مرا زنده کرده بمن بقدری عذاب میدهد که در سایر جهانها جز من بکسی دیگر نمیدهد.)) وقتی مرد پسرانش همانطور کردند که وصیت کرده بود. آنگاه خداوند تعالی به دریا دستور داد که همه ذرات بدن آن شخص را جمع کند. دریا سایر ذرات داخل خود را جمع کرد. همانطور به باد دستور داد. آنهم همه ذرات بدن آن شخص را جمع کرد. پس از جمع شدن همه ذرات حق تعالی او را زنده کرد. آنگاه به او فرمود که چرا اینچنین وصیت کردی؟ عرض کرد: ((ای پروردگار تو خوب می دانی که من از ترس تو اینطور کردم)). با شنیدن این جواب خداوند تعالی او را عفو فرمود. ناگفته نماند کسیکه از خدا میترسد خدا از گناهانش چشم می پوشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اذیت مرگ باندازه اذیت سیصد زخم شمشیر به بدن است. در عالم جسم، ما با ماده و مادیات سرو کار داریم، لذا لذت ها و دردهایمان جسمانی است، غذایی که می خوریم جسم ما را تامین می نماید، با آبی که می آشامیم رطوبت بدنمان تامین می شود و همین طور... و در عالم خیال، ما اشیاء اطراف خود را به صورتی شبیه آنها درمی آوریم و گاهی ابتکار بخرج داده و صورت هایی می سازیم که با عالم واقع (عالم مادی) منطبق نیست. قلمرو فعالیت ما در این عالم بمراتب وسیعتر از عالم جسم و ماده است. در عالم جسم با هزار زحمت و طی زمان طولانی ما می توانیم از شهر خود تا مثلا مشهد مسافرت کنیم در حالیکه در عالم خیال، که عالم مثالش هم می گویند، ما در یک لحظه به مشهد می رویم و در لحظه دیگر بر فراز آسمان و در لحظه دیگر در آن سوی کره زمین و... فعالیت قوه خیال (عالم مثالی ما) زمانی سریعتر و شدیدتر می شود که جسم ما خسته و کوفته از کار روزانه، در خوابی عمیق فرو رود، بطوری که جسم بی حرکت شخص خوابیده، چندان تفاوتی با یک جنازه بی روح ندارد. در این وضعیت که روح چندان تعلقی به عالم جسمانی ندارد بی توجه به حوادث بیرونی (مادی) خود به ساختن و پرداختن صدها ماجرا می نشیند و عالمی را که «رویا» نامیده می شود فراهم می سازد و «رویا» چیزی جز عالم «برزخ» نیست. عالم برزخ، عالم گسترده ای است که هم اکنون همراه جهان مادی بلکه محیط بر آن و در باطن آن است، اگر انسان در همین نشئه فعلی بتواند دل را از آلودگی ها پاک کند و از خدای خویش تقاضا کند که ملکوت و باطن این جهان و ارواح طیبه و خبیثه رفتگان از این عالم را مشاهده نماید، این امر میسر خواهد بود. همانطور که خداوند به حضرت ابراهیم (ع) و رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) و سایر اولیائش نشان داده است. «برزخ» در لغت فاصله بین دو چیز را می گویند، لیکن در اصطلاح قرآن و روایات اسلامی «برزخ» عالم و نشئه ایست بین دو عالم: عالم مادی (دنیا) و عالم فوق مادی (آخرت). بعد از مرگ تا قیامت به مدتی که بر مرده ای می گذرد برزخ میگویند. معنی لغوی برزخ پرده و حجاب است. برای اینکه این مدت بین دنیا و آخرت یکنوع حجابی است که به آن برزخ گفته می شود. به عالم برزخ عالم «قبر» هم می گویند. بنابراین، قبر در معنای اصطلاحش، دارای مفهومی فراتر از ماده است.
رسول اکرم (ص) می فرمايند : امام علی علیه السلام فرمودند:
زبان، حیوان درنده است، اگر رها شود می گزد. انسان به هنگام مرگ چه می بیند صوری را که انسان-بطور کلی- به هنگام قبض روح مشاهده می کند عبارتند از: صور مثالی رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین (ع) و صور مثالی ملائکه الله و صور مثالی مال و فرزندان،... و صور مثالی ابلیس و جنودش، صور ملکوتی بهشت و جهنم که توسط فرشتگان به او نماینده می شود. معاویه بن عجلی می گوید از امام باقر (ع) معنای این آیه را پرسیدم: «هر کاری که (می خواهید) بکنید، خدا و رسولش و مومنین بزودی (حین مرگ) عمل شما را خواهند دید». حضرت فرمودند: «مومن و کافری نمی میرد و در قبرش نهاده نمی شود (وارد عالم برزخ نمی شود) مگر اینکه عملش را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی (ع) و تمام کسانی که اطاعت آنها بر او واجب است عرضه می گردد». رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: قبر یا باغی است از باغهای بهشت است یا گودالی از گودالهای دوزخ. ای مردم! با انجام دادن اعمال نیک قبر خود را باغی از بهشت بسازید و با ارتکاب اعمال بد قبر خود را چاهی از دوزخ نسازید. امیرالمومنین (ع) در توصیف مرگ مومن فرمود: «به آنچه که خداوند به شما دستور داده است عمل کنید، زیرا هنگام مرگ، مومن حالتی می یابد که مورد غبطه همه شماست، در آن حالت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او حاضر می شود و از جانب خداوند بشارت می یابد. بگونه ای که چشمش روشن می گردد و اشتیاق لقای الهی را پیدا می کند».
درباره پر شدن پیمانه عمر انسان امام صادق(ع) در تفسیر آیه (مرگی که از آن فرار می کنید شما را ملاقات خواهد کرد)، فرمود: «سالها و ماهها و روزها و ساعات و نفسها (ثانیه ها) شمارش می شوند، به محض اینکه زمان مرگ فرا رسید، نه یک ساعت تاخیر و نه یک ساعت (لحظه) زودتر رخ نخواهد داد».
«جان دادن» یا حالت «احتضار» که در لسان قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع)، «سکرات» و «غمرات» نامیده شده است یکی از سخت ترین لحظه های حیات انسان است. امام سجاد (ع) در همین رابطه فرمود: «سخت ترین اوقات و ساعات انسان سه وقت است: وقتی که انسان ملک الموت را می بیند (سکرات موت) و هنگامی که از قبر (برای رفتن به محشر) برمی خیزد و ساعتی که در پیشگاه (عدل) الهی می ایستد، یا به بهشت رود یا به جهنم». نکته بسیار مهمی که باید خاطر نشان ساخت این است که سکرات و سختی های ناشی از آن شامل تمام انسانها نمی شود زیرا، روح هرچه پاکیزه تر و تعلقات آن به دنیا و لوازم آن کمتر باشد، جان سپردن هم بهمان نسبت آسانتر خواهد شد. لذا اگر از سکرات بحث می شود، از نوعی عذاب سخن می رود که در اولین مرحله ورود انسان به عالم پس از مرگ رخ می دهد. این عذاب برای کافر و مشرک و منافق مقدمه عذابی است که به دنبال آن، عذاب های برزخی و قیامت خواهد بود. از امام صادق (ع) خواسته شد که مرگ را توصیف نمایند. حضرت فرمود: «مرگ برای مومن مانند خوش بوترین رایحه است که مومن از استشمام آن دچار حالتی شبیه به خواب می شود و در این حالت هرچه درد و رنج است بطور کلی از او منقطع می گردد، در حالیکه مرگ برای کافر و فاسق مانند گزش افعی و نیش عقرب بلکه شدیدتر از آن می باشد. روزی امیرالمومنین(ع) از شدت چشم درد (در حالیکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به عیادتشان آمده بودند) رنج می بردند،رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:آیا از درد بیتابی می کنی؟ عرض کرد: یا رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگز به این شدت درد نکشیده بودم. فرمودند: ای علی (ع) (بدان) که ملک الموت هنگامی که برای قبض روح کافر می آید، همراهش میله ای است از آتش که به وسیله آن روحش را قبض می نماید (ودرد به قدری شدید است که) جهنم به فغان می آید. علی (ع) (که خوابیده بود بشدت متاثر شد) و در جایش نشست و عرض کرد: یا رسول خدا صلی الله علیه و آله بار دیگر فرمایشتان را تکرار کنید، براستی از شنیدن این خبر دردم را فراموش کردم. سپس عرض کرد: آیا از امتت کسی چنین عذابی را می چشد؟ فرمود: آری حاکو ستمگر، خورنده مال یتیم به ستم و کسی که شهادت دروغ بدهد. امیرالمومنین (ع) در توصیف مرگ مومن فرمود: «به آنچه که خداوند به شما دستور داده است عمل کنید، زیرا هنگام مرگ، مومن حالتی می یابد که مورد غبطه همه شماست، در آن حالت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او حاضر می شود و از جانب خداوند بشارت می یابد. بگونه ای که چشمش روشن می گردد و اشتیاق لقای الهی را پیدا می کند». فرمانهای ایزد تعالی برای انسانها درباره مرگ: به فرشتگانی که در آسمانها در انجام دادن امور مختلف مامور هستند در یک شب دستورهای مربوط به تمام سال داده می شود و به آنها تاکید کرده می شود که در این سال فلان کار راجع به فلان کس انجام بدهند. درباره این شب مخصوص روایات فرق می کند. بعضی ها این کار به شب قدر و بعضی ها به شب برات نسبت می دهند. بهرحال در یکی از شبهای مزبور از طرف خداوند متعال فهرست اسامی کسانیکه قرار باشد در ظرف آن سال جان بسپارند به فرشتگان سپرده می شود. انسان در دنیا با بی فکری تمام در سرگرمیهای نشاط بخش خود مشغول می ماند در صورتیکه از آسمانها حکم بازداشت یا حکو اعدام او صادر کرده می شود که در برابر آن نه امکان اعمال نفوذ است و نه احتمال استیناف و نه امکان دارد وقتی که برای مرگ او تعین شده است حتی برای یک دقیقه هم تغییر کند. منابع
نام کتاب: عصر ظهور تالیف: علی کورانی ترجمه: عباس جلالی
نام کتاب: تصویری از بهشت و جهنم (اقتباس از بحارالانوار) تالیف: احمد حبیبیان وقتی شنیدم خیلی تعجب کردم. خیلی برای یک لحظه ام بود. واقعا ناراحتی یعنی چی؟ کی می فهمه یک نفر دیگه مرده؟ هیچ کس باورش نمیشه که دوستی که تا دیروز با هم بودن دیگه پیشش نیست. این دومین دوست نزدیکی که از دست می دم ولی بازهم مرگ را باورم نشده. نمیدونم شاید خاصیت انسان است که تا نمیره مرگ باورش نمیشه. امیدوارم خداوند متعال همه ما را بیامرزد این دوست ما را بیامرزد. خدایش رحمتش کند. (آمین یا رب العالمین) هیچ انسان از وقت مرگ خود اطلاع ندارد . برای صد سال وسایل زندگی را فراهم میسازد. در صورتیکه نمیداند لحظه دیگر چه اتفاق می افتد .
(مرگ = موت(، ضد )زندگی=حیات( است. بنابراین معنای مرگ، مردن و بی جان شدن موجود جاندار است. همانگونه که عرب به زمینهای مرده و غیر قابل کشت «موت» می گوید. «وفات» یعنی بطور کامل دریافت شدن، مترادف «موت» نیست، زیرا موضوع موت، بی جان شدن «جسم» است و موضوع وفات، دریافت شدن «روح» است. اینکه گاهی موت و وفات را یکی می انگارند نه به علت ترادف این دو واژه است بلکه به علت ملازمت این دو با هم است، یعنی لازمه انتقال روح از عالم مادی به عالم ملکوت، موت ومرگ جسم است. تا جسم نمیرد روح به نشئه اصلی خود یعنی «ملکوت»، برنمی گردد. پس موت حد فاصل دو حالت روح است: روح، به هنگام تعلق به عالم ماده (زمین)، و روح، به هنگام عروج به عالم ملکوت (آسمان).
درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است. مستی زوال عقل است و از این رو همرهِ بی خودی است، اما خمار مستی فانی است و حتی شُرب مدام نیز علاج درد نمی کند. تا زنده ایم هوشیاریم و هوشیار اسیر خود است، مگر آنکه شراب مرگ در کشیم که یکسره از عقل و از خود می رهاندمان؛ این سرّی است که در موُتوُا قَبلَ اَن تَموُتوُا فاش کرده اند؛ بنوشید و بمیرید. شهید مرتضی آوینی
و خداوند متعال در روز هفتم مرگ را آفرید تا تمام خلق در مقابل قدرت عظیمش سر تعظیم فرو آورند . پاک است خدایی که در قهر و غضبش هیچکس شریک نیست و فقط همان است که جاودان است و هیچکس همتای او نیست . لذا چون مرگ به هرکس درپیش است و هرکس باید با خاک یکسان و با کرمهای گور رفیق و با منکر نکیر روبرو شود و مدتها در زیرزمین مدفون بماند و آنگاه منظره وحشتناک قیامت را تماشا کند و چون اینهم روشن نیست که وارد جنت یا دوزخ میشود ، لازم است که بیم مرگ هر وقت فکر او را بخود مشغول داشته باشد . |
|