|
دلایل نقلی، اصولا ریشه در دلیل عقلی دارد، زیرا مستند ما برای اثبات قیامت وحی است، و وحی هم بنوبه خود در اصول دین تحت عنوان نبوت به اثبات عقلی رسیده است. بنابراین، اگر ما به مستندات وحی تمسک می جوییم در حقیقت به حکم عقل این کار را انجام می دهیم. دلایل نقلی شامل قرآن و احادیث است. قرآن مجید هم به دو گونه امکان وقوع معاد را به ما گزارش می دهد، نمونه هایی که توسط پیامبران صورت گرفته است، و گزارش قرآن کریم بروقوع قیامت بدون اینکه قصد استدلال داشته باشد. عُزیر پیامبر خدا عُزیر از جمله پیامبران بنی اسراییل و حافظ تمام تورات بوده و در بیت المقدس معلٌم و پیشوای یهودیان بود. وقتی با چهارپایش سفر می کرد مقداری نان و انگور همراه داشت. به قریه ای رسید که سالیان پیش اهل آن هلاک شده بودند و جز استخوانهای پوسیده از ایشان باقی نمانده بود، عزیر از روی حیرت و تعجٌب نگاهی به این استخوانها کرد و گفت:«انی یحیی هذه الله بعد موتها» (خدا این استخوانهای پوسیده را چطور دوباره زنده می فرماید)، خداوند تعالی برای اینکه بالحٌس به او بفهماند که قیامت نزد تو شگفت آور و بزرگ است ولی برای خداوند تعالی اهمیتی ندارد همانجا او را می میراند و یکصد سال به همین حال می افتد. و الاغش نیز استخوانهایش می پوسد. لکن تعجب اینجاست که انگور با آن لطافت، تازه می ماند. پس از یکصد سال خدا عزیر را زنده می کند، ملکی را بصورت بشر می بیند که از او می پرسد شما چقدر است که اینجا آمده اید، می گوید یک روز است که آمده ام، بلکه کمتر از یک روز! ملک گفت که صد سال است که اینجا افتاده بودی. به الاغش نگاه کرد دید، استخوان او پوسیده شده است. آن وقت ملک می گوید: به الاغت نگاه کن ببین که خدا چه می کند؟ عزیر می بیند اجزاء و ذرات بدن الاغ یکمرتبه بحرکت درآمده و بهم می چسبد. دست، پا، سر، چشم، گوش و غیره بهم متصل شده و به یکباره الاغ کاملی درست شده و از جا حرکت می کند. آنگاه (ملک) می گوید: انگورت را نگاه کن که اصلا خراب نشده. و قدرت خدای را مشاهده کن و بدان که خدا بر هر چیز تواناست. (بقره، 261)
چهل سال یا چهل ماه یا چهل هفته پیش از قیامت حضرت اسرافیل اولین بار شیپور خود را بصدا در می آورند. صدایش بقدری وحشتناک و ترسناک خواهد بود که همه جانداران، آدمیان، چرندگان، پرندگان یعنی تمام آنهاییکه روی زمین بسر می برند و خزندگانی که زیر زمین زندگی می کنند از ترس و و حشت بلرزه در می آیند، لرزه براندام می شوند، رنگ صورتهایشان می پرد، قلبهایشان تند تند می زند و چشمهایشان گود می رود و در همین حالت مرگ همه آنها را فرا می گیرد. آنگاه دوباره به اسرافیل دستور داده می شود که شیپور خود را بصدا در بیاورد. و این دفعه بر اثر صدای آن همه روحها به بدنهای خود برمی گردند و حالا دنیا به نحو تازه ای خلق می گردد. حالا کسانی که در دنیای فانی گذشته از اطاعت خدا با نفس خود مخالفت کرده باشند بعد از این حادثه به راحتی و آرامی و بدون ترس و خطر سرخور شده و شادی کنان برمی خیزند.
قیامت برای چه کسانی برپا می شود: حافظ ابن حجر در فتح الباری روایتی از طبرانی نقل نموده است که در آن بی حمیتی و بی حیائی نزدیک قیامت را مشروحا شرح داده است. ترجمه آن روایت بدینقرار است: «قیامت تا روزی برپا نمی شود تا وقتیکه نوبت به انجام نرسد که وقتی زنی از کنار جمعی از مردم رد می شود و یکی از آنها سر جای خود بلند شده دامنش را (چنانکه دم گوسفند ماده را برمی دارند) برمی دارد و با او شروع به زنا می کند». (با مشاهده این حال) یکی از آنها می گوید: «بهتر بود که اقلا همراه با او پشت دیواری قایم می شدی. (آنگاه فرمودند که) آن شخص (ثانی الذکر) در میان آنها بقدری (پرهیزگار) خواهد بود که در میان شما انسانهای فاضل وجود دارند». پیغمبران دروغی به ظهور می رسند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «وقتی امت من شمشیر را کنار می گذارد (یا به عبارت دیگر آنرا بجای جهاد فی سبیل الله به منظور جنگهای برادر کشی به کار می برد تا قیامت به نیام گذاشته نمی شود) قیامت برپا می شود و قیامت برپا نمی شود تا وقتیکه بعضی از قبایل امت من بزمره مشرکان در نمی آیند و بسیاری از قبیله های امت من شروع به بت پرستی نمی کنند. (آنگاه فرمودند) بدون شک در میان امتیان من سی نفر کذاب بظهور می رسند که هر یک از آنها خودش را پیغمبر اعلام می کند در حالیکه من خاتم پیغمبران هستم و بعد از من هیچکس نمی تواند پیغمبر باشد». رسم ستمکار گفتن به ستمکار، نشان دادن را نیکی ها و جلوگیری کردن از بدی ها متروک می گردد: بنا به روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «وقتی امتیانم را در حالی ببینی که از گفتن ستمکار به ستمکار بترسند از آنها کنار بگیر(یعنی در مجالس و محافل آنها شرکت نکن)». تند باد سرخ می وزد، زمین لرزه رخ می دهد، چهره ها مسخ می شود و از آسمان سنگ پاره ها می بارد: بنا به روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «وقتی مال غنیمت را مال شخصی حساب می کنند و مال امانت را به صاحبش بر نمی گردانند و زکات را جریمه می پردازند و تحصیل علم را وسیله کسب منافع دنیوی قرار می دهند و مردها از زنانشان اطاعت می کنند و مادران خود را (برای جلب رضایت زنان خود) اذیت می کنند و دوستان را به پدران خود ترجیح می دهند و در مسجدها (بجای مسایل دینی برای حل مسایل دنیوی) شلوغ می کنند و بی دینان روسای قبایل می شوند و فرومایگان بسرداری قوم خود می رسند و برای رفع شر بعضی ها را مورد احترام قرار می دهند و زنان آوازه خوان و آلات موسیقی ره به افزایش می نهد و بازارهای مشروب خواری رونق پیدا می کنند و آیندگان به رفتگان لعنت می فرستند، آن وقت منتظر تند باد های سرخ و زمین لرزه ها باشید و نیز انتظار فرو رفتن زمین و مسخ شدن صورت ها و سنگ پرانی از آسمان را بکشید و همزمان با این قبیل عذاب ها منتظر نشانه های دیگر باشید که پیاپی طوری بظهور می رسند که گویا نخ رشته ای بگسلد و دانه های آن یکی پس از دیگری بریزد». طوفان کشت و کشتار برپا می شود: بنا به روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «دنیا خاتمه پیدا نمی کند تا وقتیکه روزی فرا نرسد که قاتل نخواهد دانست که چرا قتل نموده و مقتول نخواهد دانست که چرا بقتل رسیده است». کسی عرض کرد: «چرا اینطور می شود ؟» فرمودند: «به علت بروز فتنه ها کشت و کشتار شدیدی رخ می دهد و (در نتیجه اینگونه فتنه و فساد) قاتل و مقتول هر دو وارد جهنم می شوند». هر زمان بعدی نسبت به هر زمان آتی بدتر می شود، کفر شیوع می یابد، حق حتما با گروهی خواهد بود و مجددین متولیا ظهور خواهند کرد. فقط اسمی از اسلام و رسمی از خواندن قرآن می ماند و علمای سوء به ظهور می رسند: از حضرت علی (ع) مرویست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «در آینده نزدیک مردم با زمانی روبرو می شوند که فقط اسمی از اسلام و رسمی از خواندن قرآن بافی می ماند، مسجدهای آنها (با نقاشی و کاشی کاری و لوازم برقی و امثال آنها) آباد ولی از لحاظ رشد و هدایت ویران می شوند و علمای آنها بدترین کسانی خواهند بود که زیر آسمان باشند. آنها باعث بروز فتنه ها می شوند و بعدا همین فتنه ها به خود آنها مراجعت می کنند». مسلمانان اسما مسلمان می مانند و عملا شعائر اسلامی را ترک می گویند. مسجدها را آذین می بندند و در آنها راجع به امور دنیوی صحبت می کنند، حرامزادگان زیاد بوجود می آیند.
|
|