|
طبق روايات بعد از اين نداي آسماني، حضرت مهدي (ع) به طور سري با برخي از ياران و هواداران خود ارتباط برقرار مي نمايد. درباره آن بزرگوار، در سراسر گيتي سخن بسيار به ميان آمده، و نام وي زبانزد همگان گشته، و محبتش در دلها جاي مي گيرد. دشمنان وي از ظهور آن حضرت سخت بيمناك شده، و از اين رو براي دست يافتن به او به تلاش و كوشش مي پردازند... در ميان مردم شايع مي شود كه آن حضرت در مدينه منوره اقامت گزيده، و حكومت حجاز يا نيروهاي خارجي جهت كنترل اوضاع داخلي حجاز، و پايان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفياني را از سوريه به ياري مي طلبند. اين سپاه وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمي كه دست يابند او را دستگير مي كنند. بسياري از آنان و شيعيان آنها را كشته و بقيه را بزندان مي افكنند. سپس آن حضرت در شهر مكه با بعضي از ياران خود تماس مي گيرد ... تا اينكه قيام و حركت مقدس خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شريف مكي آغاز مي كند آنگاه نخستين سخنراني خود را براي مردم مكه ايراد مي فرمايد، كه دشمنان را دور و متفرق ساخته، و نخست بر مسجدالحرام و سپس بر مكه تسلط مي يابند. و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدي عليه السلام پيام خود را به زبانهاي مختلف به تمام جهان ابلاغ مي كند و ملل دنيا را به ياري خويش دعوت كرده، اعلام مي دارد كه در مكه باقي خواهد ماند، تا معجزه اي كه جد گرامي اش حضرت محمد مصطفي (ص) وعده فرموده، و آن فرو رفتن لشكريان سفياني بزمين است كه براي درهم شكستن حركت آن حضرت راهي مكه مي شوند، به وقوع پيوندد. اما پس از اندك زماني، معجزه وعده داده شده در مورد سپاه سفياني كه در مسير مكه به حركت درآمده اتفاق مي افتد. آن حضرت پس از اين معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين، با سپاه خود كه متشكل از ده و اندي هزار تن است از مكه رهسپار مدينه مي گردد، و پس از نبردي با نيروهاي دشمن، مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته، آنگاه با آزاد سازي دو حرم مكه و مدينه، فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مي يابد. برخي از روايات خاطر نشان مي سازد كه آن حضرت، پس از پيروزي بر حجاز راهي جنوب ايران مي شود و در آنجا با سپاه ايران و توده هاي مردم آن سامان به رهبري سيد خراساني و شعيب بن صالح بر مي خورد آنان با وي بيعت كرده و با همرزمي يكديگر با قواي دشمن در بصره به پيكار مي پردازند كه سر انجام به پيروزي بزرگ و آشكاري دست مي يابند. سپس امام (ع) وارد عراق گرديده و اوضاع داخلي آنجا را پاكسازي مي كند و با درگيري با بقاياي نيروهاي سفياني و گروهكهاي متعدد شورشي آنها را شكست داده و به قتل مي رساند.آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مي دهد، و بدين سان، يمن، حجاز، ايران، عراق، و كشورهاي خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروايي آن حضرت در مي آيد.
در اين در این هنگام نشانه هاي ظهور حضرت مهدي (ع) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداي آسماني است، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مي شود. ‹‹سيف بن عُميره گفت: نزد ابو جعفر منصور بودم وي بدون مقدمه گفت: اي سيف بن عميره بدون ترديد ندا كننده اي از آسمان نام مردي از فرزندان ابوطالب را مي خواند. گفتم: فدايت شوم اي امير مومنان، اين سخن را روايت مي كنيد؟ گفت: آري سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست آن را با گوش خودم شنيدم. گفتم اي امير مومنان، من تاكنون چنين حديثي از كسي نشنيده ام! گفت: اي سيف، اين سخن حق است، زمانيكه آن امر واقع مي شود، نخستين كسي كه اجابت نمايد ما هستيم، مگرنه اين است كه آن ندا، مردي از عموزادگان ما را مي خواند؟ گفتم آيا آن مرد از فرزندان فاطمه (س) است؟ گفت: آري اي سيف، چنانچه اين روايت اين روايت را از ابوجعفر محمد بن علي امام باقر نشنيده بودم، اگر تمام مردم روي زمين برايم مي گفتند نمي پذيرفتم، اما او محمد بن علي [امام باقر (ع)] است.» |
|