|
ساختار بهشت در پیش، از حدیث بلال و او از قول رسول خدا (ص) ذکر کردیم. همین حدیث در این باره (دیوارها و درهای بهشت) چنین می گوید: بسم الله الرحمن الرحیم، از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: «همانا دیوار بهشت خشتی از طلاست و خشتی از نقره و خشتی از یاقوت، ملاط این خشتها، مشک اذفر است و قرنیزهای آن از یاقوت سرخ فام و سبزفام و زردفام است. گفتم: درهای آن چگونه است؟ فرمود: درها مختلف است: در رحمت که جنسش از یاقوت سرخ است، گفتم حلقه اش؟ فرمود: مرا پریشان گویی وادار مکن، تنها چیزی زا به تو می گویم که از رسول خدا (ص) شنیده ام... اما باب صبر، در کوچکی است که تنها یک مصراع دارد و جنس آن از یاقوت سرخ است و حلقه هم ندارد. باب شکر که جنسش از یاقوت سفید است و دو مصراع دارد که مسیر هر دو (بحساب دنیا) پانصد هزار سال راه است در حالی که فریاد ناله سر می دهد و چنین می گوید: خدایا اهل مرا (شاکران را) بسوی من آر. گفتم: آیا در سخن می آید؟ فرمود: آری خدای ذی الجلال و الاکرام امروز او را به نطق می آورد. و اما در بلاء. گفتم: باب بلاء همان صبر نیست؟ فرمود: نه. گفتم: پس مقصود از بلاء چیست؟ فرمود: مصائب و بیماریها و امراض و جذام است و آن بابی است از جنس یاقوت زرد که دارای یک مصراع است و چه کم اند وارد شوندگان از آن... اما باب اعظم که بندگان صالح از آن داخل می شوند و آنها همان اصل زهد و ورع و رغبت کنندگان بسوی خداوند هستند آنها که در دنیا دائماً با خداوند مانوس بودند...». کسی نمی داند که چه چشم روشنیهایی در عالم آخرت به عنوان پاداش اعمال مخفیانه آماده شده است. (تنزیل،17) نعمات بهشتی درخت طوبی «طوبی» مونث «اطیب» یعنی پاکیزه تر و حلالتر. این واژه صفت درختی است از درختان بهشتی که به لحاظ عظمت و داشتن ویژگیهای منحصر بفرد، از درختان مشهور و معروف بهشتی است. و روایات زیادی عهده دار توصیف این شجره طیبه هستند. در احادیث درباره این درخت، اوصافی ملاحظه می شود که باورش برای کسانی که جز با معیارهای دنیوی انس ندارد، مشکل است. اما توضیح یک مقدمه شاید بتواند به این ناباوران کمکی نماید: انسانها در دنیا دو عمل انجام می دهند: اعمال فردی مانند نماز فرادی، روزه و... اعمال اجتماعی مانند حج و جهاد، شرکت در خدمات عمومی و... کیفر و پاداش اعمال فردی در جهنم و بهشت تابع اعمال شخصی و انحصاری انسان خواهد بود مثلا حورالعین یا فلان غرفه بهشتی و... یک نعمت و پاداش انحصاری است که دیگر مومنان در آن شرکت ندارند اما اعمالی که با مشارکت دیگران انجام داده است کیفر و پاداش آنها نیز در عالم آخرت مشترک خواهد بود. ما، در احادیث درباره اوصاف موجودات جهنمی به وصف مار بسیار عظیمی برخورد می کنیم که نامش «غاشیه» است. این اژدهای عظیم تمام جهنمیان را نیش می زند و می بلعد و... آری، این اژدها چیزی جز تجسم اعمال مشترک مشرکین و منافقین نیست. در بهشت هم این شجره طوبی است که عظمتش تمام بهشت و بهشتیان را فرا گرفته و خانه و غرفه ای نیست که شاخه ای از این درخت در آن نخزیده باشد. این درخت، محصول کار مشترک تمام مومنین است، مومنین که جوهره اصلی اعمالشان ولایت خداوند و رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) بوده است. جالب است که بدانیم که محل اصلی این درخت در بهشت، علی (ع) است و از آنجاست که شاخه های این درخت عظیم به خانه همه شیعیان سر کشیده است و این، بیان کننده این است که ولایت نسبت به مولا امیرالمومنین (ع) یک بعد اجتماعی و اشتراکی دارد که دستاورد آن، درختی است به وسعت خانه های اهل ولایت. میوه های این درخت هم عجیب است: در عین حال که خوردنی است، در همان حال پوشیدنی و تزئینی است. نمونه ای درباره جنس این درخت: رسول خدا (ص) فرمود: «حضرت عیسی (ع) از خداوند خواست که درخت طوبی را به او معرفی نماید. خدا به او فرمود: (طوبی) درختی است در بهشت که خودم آن را (با دست رحمت خود) غرس نمودم. این درخت سایه اش تمام بهشت و بهشتیان را می پوشاند. ریشه این درخت از «رضوان» (یکی از اسماء الهی) است. آبش از چمشه «تسنیم» (خوشگواراترین چشمه بهشتی) و خنکی اش، خنکی کافور (و کیف کافور؟)، طعمش ، طعم زنجبیل (و کیف زنجبیل؟)...» همسران بهشتی آنها که پرهیزکارند نزد پروردگارشان باغهایی است روان زیر آنها جوبها، در آنها جاودانند و دارای زنان (وهمسرانی) هستند پاک و پاکیزه... (آل عمران، 15) امام صادق (ع) فرمود: «اگر حوریئی از حوریان بهشتی بر اهل دنیا ظاهر شود و یک سر زلف او آشکار گردد تمام مردم دنیا (از شدت اشتیاق) می میرند...» رسول خدا (ص) فرمود: «بوی انبیاء از به است و بوی حوریان بهشتی بوی گل یاس و بوی ملائکه بوی گل سرخ است». غلمان چیست؟ از جمله کسانی که در بهشت همراه ولی خدا هستند، کودکان و جوانان زیبا رویی هستند که به خدمت مومن از جانب خداوند کمر بسته اند: بر آنها (مومنین) غلامانی که مثل مروارید پاک و دست نخورده اند می چرخند. (طور، 24) نغمه های بهشتی تختها و فرشهای بهشتی لباسهای بهشتی
عمق دوزخ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: (( اگر سنگ پاره ای به داخل جهنم انداخته شود هفتاد سال وقت میگیرد تا به ته آن برسد )). دیوارهای دوزخ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: (( چهار دیوار دوزخ را احاطه کرده است عرض هر یکی از آنها به اندازه چهل سال راه است )). به عبارت دیگر دیوارهای دوزخ بقدری ضخیم است که اگر بخواهیم فاصله عرض فقط یکی از آنها را طی کنیم چهل سال وقت در کار است )). درب های دوزخ: خداوند تعالی در قرآن مجید درباره درب های دوزخ فرموده است: (( بدرستیکه دوزخ هر آینه وعده گاه همه ایشانست. آن را است هفت در. هر دری راست از ایشان پاره ای قسمت کرده شده )). (سوره حجر، آیات 42-44) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: (( دوزخ هفت درب دارد که یکی از آنها مخصوص کسی است که به پیروان من شمشیر می کشد )). تاریکی و آتش دوزخ : رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: (( تا هزار سال در آتش دوزخ آتش بر افروختند تا آنجاییکه سرخ شد. آنگاه تا هزار سال دیگر آتش را شعله ور ساختند تا آنجاییکه سفید گردید. پس از آن تا هزار سال دیگر آتش دوزخ را ملتهب ساختند تا آنجاییکه آتش آن سیاه شد. لذا رنگ شعله های دوزخ سیاه می باشد )). در روایت دیکر آمده است که شعله های آن روشن نیست. اندازه عذاب های دوزخ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: (( از میان دوزخیان کسی که متحمل کمترین عذاب می شود هر دو کفش او آتشین است و بعلت آن مغزش مانند یک دیزی جوش می زند. او فکر می کند که از همه بیشتر عذاب می کشد در صورتیکه عذاب او همه کمتر است)). مارها و عقرب های دوزخ: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: (( بدون شک در دوزخ مارهایی به اندازه شترها و با گردن های بلند وجود دارند که وقتی یکی از آنها یکبار یکی از دوزخیان را میگزد او تا چهل سال اذیت زهرش را حس می کند )). بعد اضافه فرمودند: (( شکی نیست که در دوزخ عقرب هایی مانند قاطرهای پالان دار وجود دارند که وقتی یکی از آنها به یکی از دوزخیان نیش می زند آن دوزخی تا چهل سال دردش را حس می کند )). در قرآن مجید آمده است: « زدنا هم عذاباٌ فوق العذاب» سوره نحل، آیه 90 خوردنیها و نوشیدنیهای اهل دوزخ: ضریع و خارهای آتشین: « داخل می شوند در آتش در نهایت گرمی. آشامانیده شوند از چشمه ای که به منتهای گرمی رسیده. نباشد ایشان را خوراکی مگر از خار خشک که نه فربه کند و نه کفایت کند از گرسنگی ». غسلین یعنی آب چرکین زخمها: « پس نیست او را امروز اینجا خویشی و نه خوراکی مگر از چرک و جراحت. نمی خورند آن خون و چرک را مگر گناهکاران ». زقوم: زقوم درختی است در دوزخ که میوه بسیار تلخ دارد. این فقط برای فهماندن است والا هر چیز تلخ آنجا تلخ تر و هر چیز بد بوی آنجا بد بوتر از اینجاست. چقدر منظره بدی خواهد بود وقتی دوزخیان میوه زقوم می خورند و بعدا برای بلعیدن آن آب داغ می آشامند وآن هم بمقدار کمی نه بلکه مانند شترهای تشنه خیلی زیاد می خورند. غساق: « نمی چشند در آن خنکی و نه شرابی جز آب جوشان و چرک جراحتها ». از دیگر خوردنیها و نوشیدنیهای اهل دوزخ: ماء کالمهل، ماء صدید یعنی چرک، حمیم یعنی آب داغ، طعام ذی غصه یعنی غذای گلوگیر. در جهنم عذاب های بسیاری برای منافقان، کفاران، زناکاران، دزدان، شراب خواران و افراد مفسد دیگر وجود دارد که تمامی این عذاب های عظیم و وحشتناک در کتاب آسمانی ما یعنی قرآن مجید بیان شده که با کمی تامل می توان فهمید که با یک فرمول ساده می توان از عذاب دنیا و آخرت در پناه بود. البته صحبت کردن در مورد این که می شود از عذاب جهنم دور ماند شاید ساده باشد ولی اگر کمی از خودمان بگذریم شاید از تمامی این عذاب ها بدور مانیم. امیدوارم مانند عالمان بی عمل نباشیم که عذاب این عمل از هر عذابی برای مسلمانان سخت تر است. «انشاالله» عالم برزخ متصل به عالم دنیاست، شب و روز و ماه و سالش همان اوقات دنیاست. انسان برزخی برحوادث و رویدادهای دنیا و ساکنانش وقوف دارد. و ثانیا برزخی از اعمال متوفی، آثار گسترده و دامنه داری دارد که او برخوردار یا مسئوول آن اعمال و آثار بوده و هست، خواه این آثار صالحات باشند خواه سیئات. مثلا اگر متوفی از خودش فرزندی بجا گذارد که تحت تربیت او اهلیت پیدا نموده باشد، مسلما اعمال صالحه این فرزند به حساب پدر و مادر هم نوشته می شود و همینطور فرزند بد، بشرط اینکه سوء تربیتش منوط به کوتاهی پدر یا مادر بوده باشد. بنابراین پرونده انسان تا آخرین لحظه عالم برزخ گشوده است و ای بسا آثار ماتاخرش بمراتب بیشتر از اعمال باشد که از پیش فرستاده است. مثلا فرض کنید کسی یک دانه گردو می کارد و پس از مدتی به ثمر می نشیند و در چینش اول، هزار عدد گردو نصیبش می شود. در همان سال عازم سفی می شود که بیست سال بطول می انجامد. کسی دیگر در غیاب او هر سال گردوهایش را چیده و نگه می دارد. نتیجه این می شود که تعداد گردوهای فراهم شده طی بیست سال(در زمان غیبت صاحب درخت) بمراتب بیشتر از مقداری است که در زمان حضورش (یکسال) برداشت کرده بود. اینک حدیثی در این مورد: رسوا اکرم(ص) فرمود: بپرهیز از اینکه بدعتی در میان مردم ایجاد کنی، چه بنده اگر سنت و گناه ناپسندی در بین مردم گذارد، هم گناه آن و هم گناه کسی که بدان عمل کند به او می رسد، چنانکه خداوند تعالی فرموده:«وآنچه راپیش فرستاده اندُو آثارایشان را می نویسم» و نیز فرمود:«آن روز آدمی به آنچه پیش فرستاده و به آنچه از پی او رسیده، خبر داده می شود».
وضع مردم در قبر: بزرگی می گوید که باری از خداوند تعالی دعا کردم که وضع اهل قبور را به من نشان دهد. شبی در خواب دیدم که قیامت فرا رسیده است و مردگان دارند از قبر خود خارج می شوند. دیدم که یکی از آنها روی اطلس و دیگری روی کم خواب می خوابد، یکی روی تخت بلند و دیگری روی گلها نشسته است، کسی می خندید و کسی دیگر گریه می کند. من گفتم: ((ای خدا! اگر حال همه اینها یکسان بود چقدر خوب بود. یکی از آن مردگان گفت که این همه بعلت اختلاف اعمال است. آنهایی که روی اطلس خوابیده اند کسانی هستند که عادتهای خوبی داشتند و آنهایی که روی کم خواب خوابیده اند کسانی هستند که در راه خدا شهید شده بودند و آنهایی که روی گلها نشسته اند کسانی هستند که زیاد روزه می گرفتند و آنهایی که گریه می کنند کسانی هستند که جنایتکار بودند و آنهایی که روی تختهای بلند نشسته اند کسانی هستند که طبق دستور خدا همدیگر را دوست داشتند)) . رسول خدا صلی الله علیه و آله از کنار گروهی گذشتند که شکمهایشان خیلی گنده بود. آنها وقتی می خواستند سرجایشان بلند بشوند زمین می خوردند و با حسرت تمام می گفتند: (( ای خدا قیامت برپا نساز)) . آنها گریه زاری می کردند. وقتی پرسیدند معلوم شد که اینها ربا خواران امت محمدی هستند. ابراهیم اسحاق جازی می گوید: از امام صادق (ع) سوال کردم:( یاابن رسول الله) ارواح مومنین (اکنون) کجا هستند؟ حضرت فرمود: «ارواح مومنین (هم اینک) در حجره هایی از بهشت می باشند که در آنجا از غذاهای بهشتی می خورند و از شرابهای بهشتی می آشامند، همدیگر را ملاقات می کنند و (همواره) می گویند: پروردگارا، روز قیامت را برای ما برپا کن تا آنچه که به ما وعده کردی برایمان واقع شود. (راوی می گوید): عرض کردم، (یاابن رسول الله) ارواح کافرین چطور؟ فرمود: (ارواح آنها) در حجره هایی از آتش اند که از غذاهای آن می خورند و از شراب آن می نوشند و با هم ملاقات دارند و (همواره) می گویند: خدایا، قیامت را که به ما وعده فرموده بودی برپا مدار.» فشار قبر یکی از عذابهای دردناک عالم برزخ که بنا به روایات در شب اول قبر رخ می دهد، «فشار قبر» است که به آن «ضغطه القبر» می گویند. به تصریح روایات، فشار قبر همان فشار بدن انسان به وسیله دو جسم است. «پرس شدن» اصطلاح مناسبی می تواند برای این وضعیت باشد. تردیدی نیست که این فشار بوسیله دیواره مثالی نسبت به بدن مثالی صورت می گیرد و اگر روح به جسم مادیش سخت علاقه داشته باشد هیچ مانعی ندارد که این عذاب جانکاه، علاوه بر وساطت بدن مثالی، شامل بدن دنیوی هم بشود، کما اینکه پس از شکافتن قبر یزیدبن معاویه (علیهمااللعنه والعذاب)، مشاهده کردند که جز خطی از خاکستر چیزی بر جای نمانده است و بالعکس، اگر کسی از محبان خدا و رسول و اهل بیت رسالت باشد نه تنها فشاری بر بدنش وارد نمی شود بلکه جسد دنیویش هم سالیان دراز زنده و سالم باقی می ماند همانطور که در مورد جسد مطهر حربن یزید ریاحی و عده زیادی از کملین چه زنان و چه مردان پرهیکار- مشاهده شده است. فشار قبر، تنها شامل کافران و فاجران نمی شود، بلکه مومن هم – در صورتی که مرتکب گناهان شده باشد- مشمول این عذاب دردناک خواهد بود و این عذاب رحمتی است از جانب خداوند، زیرا موجب خروج مومن از گناه شده و بعد از آن در نعیم برزخ و قیامت بسر خواهد برد. رسول خدا(ص) فرمود: «فشار قبر برای مومن کفاره نعمت های تضییع شده است.» آنچه که موجب تشدید فشار قبر می گردد، عبارتند از: سخن چینی، عدم اجتناب از ترشح بول، کناره گیری مرد از همسرش و ... و آنچه موجب نجات از فشار قبر می شود عبارتند از: نهادن جریده یا جریدتین (چوب تر) همراه میت، فرا رسیدن مرگ در شب و روز جمعه، تمام کردن رکوع و ... پس از طی سکرات و غمرات یکی از وحشتناکترین مواقف انسان در سفر آخرت، شب اول قبر است و آن اولین شب ورود انسان بر عالم برزخ است. واژه وحشت به معنای ترس نیست، بلکه ترس لازمه وحشت است. زیرا وحشت به معنای عدم آشنایی و بیگانگی انسان از وضعیت جدید است. انسان هرچه بیشتر در دنیا تعلق خاطر به اسباب و لوازم داشته باشد درجه وحشت و تنهاییش نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس، هرچه انسان در دنیا کمتر وابسته باشد مرگ و عوالم پس از آن برایش آشناتر و گواراتر خواهد بود. رسول خدا (ص) به یکی از اصحابش فرمود:«چگونه خواهی بود آنگاه که دو «فتان» قبر «دو ملک از ملائک» بر تو وارد شوند؟ عرض کرد: یا رسول الله فتانان قبر چیستند؟(کیستند). فرمود: دو ملک هستند که بسیار خشن و بدخلقند، صدایشان مانند رعد و پر سروصدا و چشمانشان مانند برق رباینده(کورکننده) است، در حالیکه در میان انبوه موهایشان حرکت می کنند و زمین را با نیش دندانهایشان می شکافند (اینهایند) که از تو سوال می کنند...» سلیمان بن خالد می گوید: از امام صادق(ع) درباره چیزی که متوفی (در شب اول قبر) ملاقات می کند جویا شدم، حضرت فرمود:«دو ملکند که به آنها منکر و نکیر گفته می شود بر صاحب قبر وارد می شوند و از او درباره رسول خدا(ص) سوال می کنند، بدین نحو: چه می گویی درباره مردی که بر شما مبعوث گشت؟ صاحب قبر پاسخ می دهد: این مرد کیست؟ نکیرین می گویند: همان که می گفت رسول خداست، آیا حق می گفت؟(حضرت در ادامه حدیث فرمود): پس اگر این مرد از اهل شک باشد در جواب نکیرین می گوید: نمی دانم. شنیدم که مردم چنین می گویند، نمی دانم این موضوع حق است یا دروغ. آنگاه نکیرین بر او چنان ضربه ای می زنند که صدایش را اهل آسمانها و زمین(ملکوتیان) بجز مشرکین می شنوند. و اگر این فرد از متقیان باشد بدون ترس و هراس می گوید: آیا از رسول الله از من سوال می کنید؟ می گویند: آیا تو می دانی که رسول خداست؟ پس این فرد می گوید: (آری) شهادت می دهم که او رسول خداست و هدایت و دین حق را آورد. (حضرت) فرمود: پس این فرد جایگاهش را در بهشت می بیند و قبرش گشوده می شود. آنگاه آن دوملک به او می گویند: بخواب، خوابی که هیچ خوابیده ای چنان خوابهای زیبا نمی بیند.» زربن جیش می گوید: از علی(ع) شنیدم که فرمود: همانا، بنده وقتی که داخل قبر نهاده می شود، دو ملک بنامهای منکر و نکیر، بر او وارد می شوند: اولین چیزی که از او می پرسند درباره پروردگارش می باشد. سپس از پیامبرش، سپس از ولیش (امامش). پس اگر جواب داد نجات می یابد و اگر عاجز ماند، عذابش می کنند. مردی از آن حضرت (در آن میان) پرسید: بر سر کسی که خدایش را می شناسد اما ولیش را نه، چه می آید؟ فرمود: (این شخص) مذبذب است نه این طرفی (بهشت) و نه آن طرفی (جهنمی) و کسی را هم خدا گمراه کرده باشد راه (راستی) برای او نمی یابی. این شخص راه مشخصی ندارد.»
در حدیث شریف آمده است که در روزگاران پیشین شخصی مرتکب گناه های زیاد شد. وقتی نزدیک بود بمیرد به پسرانش وصیت نمود که وقتی بمیرم مرا بسوزانید و نصف خاکسترم را بباد بدهید و نصفش را بدریا بسپارید. پس از این وصیت گفت: ((اگر خدا بر من چیره گشت و باوجود اینهمه تدارک نیز مرا زنده کرده بمن بقدری عذاب میدهد که در سایر جهانها جز من بکسی دیگر نمیدهد.)) وقتی مرد پسرانش همانطور کردند که وصیت کرده بود. آنگاه خداوند تعالی به دریا دستور داد که همه ذرات بدن آن شخص را جمع کند. دریا سایر ذرات داخل خود را جمع کرد. همانطور به باد دستور داد. آنهم همه ذرات بدن آن شخص را جمع کرد. پس از جمع شدن همه ذرات حق تعالی او را زنده کرد. آنگاه به او فرمود که چرا اینچنین وصیت کردی؟ عرض کرد: ((ای پروردگار تو خوب می دانی که من از ترس تو اینطور کردم)). با شنیدن این جواب خداوند تعالی او را عفو فرمود. ناگفته نماند کسیکه از خدا میترسد خدا از گناهانش چشم می پوشد.
در عالم جسم، ما با ماده و مادیات سرو کار داریم، لذا لذت ها و دردهایمان جسمانی است، غذایی که می خوریم جسم ما را تامین می نماید، با آبی که می آشامیم رطوبت بدنمان تامین می شود و همین طور... و در عالم خیال، ما اشیاء اطراف خود را به صورتی شبیه آنها درمی آوریم و گاهی ابتکار بخرج داده و صورت هایی می سازیم که با عالم واقع (عالم مادی) منطبق نیست. قلمرو فعالیت ما در این عالم بمراتب وسیعتر از عالم جسم و ماده است. در عالم جسم با هزار زحمت و طی زمان طولانی ما می توانیم از شهر خود تا مثلا مشهد مسافرت کنیم در حالیکه در عالم خیال، که عالم مثالش هم می گویند، ما در یک لحظه به مشهد می رویم و در لحظه دیگر بر فراز آسمان و در لحظه دیگر در آن سوی کره زمین و... فعالیت قوه خیال (عالم مثالی ما) زمانی سریعتر و شدیدتر می شود که جسم ما خسته و کوفته از کار روزانه، در خوابی عمیق فرو رود، بطوری که جسم بی حرکت شخص خوابیده، چندان تفاوتی با یک جنازه بی روح ندارد. در این وضعیت که روح چندان تعلقی به عالم جسمانی ندارد بی توجه به حوادث بیرونی (مادی) خود به ساختن و پرداختن صدها ماجرا می نشیند و عالمی را که «رویا» نامیده می شود فراهم می سازد و «رویا» چیزی جز عالم «برزخ» نیست. عالم برزخ، عالم گسترده ای است که هم اکنون همراه جهان مادی بلکه محیط بر آن و در باطن آن است، اگر انسان در همین نشئه فعلی بتواند دل را از آلودگی ها پاک کند و از خدای خویش تقاضا کند که ملکوت و باطن این جهان و ارواح طیبه و خبیثه رفتگان از این عالم را مشاهده نماید، این امر میسر خواهد بود. همانطور که خداوند به حضرت ابراهیم (ع) و رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) و سایر اولیائش نشان داده است. «برزخ» در لغت فاصله بین دو چیز را می گویند، لیکن در اصطلاح قرآن و روایات اسلامی «برزخ» عالم و نشئه ایست بین دو عالم: عالم مادی (دنیا) و عالم فوق مادی (آخرت). بعد از مرگ تا قیامت به مدتی که بر مرده ای می گذرد برزخ میگویند. معنی لغوی برزخ پرده و حجاب است. برای اینکه این مدت بین دنیا و آخرت یکنوع حجابی است که به آن برزخ گفته می شود. به عالم برزخ عالم «قبر» هم می گویند. بنابراین، قبر در معنای اصطلاحش، دارای مفهومی فراتر از ماده است. انسان به هنگام مرگ چه می بیند صوری را که انسان-بطور کلی- به هنگام قبض روح مشاهده می کند عبارتند از: صور مثالی رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین (ع) و صور مثالی ملائکه الله و صور مثالی مال و فرزندان،... و صور مثالی ابلیس و جنودش، صور ملکوتی بهشت و جهنم که توسط فرشتگان به او نماینده می شود. معاویه بن عجلی می گوید از امام باقر (ع) معنای این آیه را پرسیدم: «هر کاری که (می خواهید) بکنید، خدا و رسولش و مومنین بزودی (حین مرگ) عمل شما را خواهند دید». حضرت فرمودند: «مومن و کافری نمی میرد و در قبرش نهاده نمی شود (وارد عالم برزخ نمی شود) مگر اینکه عملش را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی (ع) و تمام کسانی که اطاعت آنها بر او واجب است عرضه می گردد». امیرالمومنین (ع) در توصیف مرگ مومن فرمود: «به آنچه که خداوند به شما دستور داده است عمل کنید، زیرا هنگام مرگ، مومن حالتی می یابد که مورد غبطه همه شماست، در آن حالت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او حاضر می شود و از جانب خداوند بشارت می یابد. بگونه ای که چشمش روشن می گردد و اشتیاق لقای الهی را پیدا می کند».
درباره پر شدن پیمانه عمر انسان امام صادق(ع) در تفسیر آیه (مرگی که از آن فرار می کنید شما را ملاقات خواهد کرد)، فرمود: «سالها و ماهها و روزها و ساعات و نفسها (ثانیه ها) شمارش می شوند، به محض اینکه زمان مرگ فرا رسید، نه یک ساعت تاخیر و نه یک ساعت (لحظه) زودتر رخ نخواهد داد».
«جان دادن» یا حالت «احتضار» که در لسان قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع)، «سکرات» و «غمرات» نامیده شده است یکی از سخت ترین لحظه های حیات انسان است. امام سجاد (ع) در همین رابطه فرمود: «سخت ترین اوقات و ساعات انسان سه وقت است: وقتی که انسان ملک الموت را می بیند (سکرات موت) و هنگامی که از قبر (برای رفتن به محشر) برمی خیزد و ساعتی که در پیشگاه (عدل) الهی می ایستد، یا به بهشت رود یا به جهنم». نکته بسیار مهمی که باید خاطر نشان ساخت این است که سکرات و سختی های ناشی از آن شامل تمام انسانها نمی شود زیرا، روح هرچه پاکیزه تر و تعلقات آن به دنیا و لوازم آن کمتر باشد، جان سپردن هم بهمان نسبت آسانتر خواهد شد. لذا اگر از سکرات بحث می شود، از نوعی عذاب سخن می رود که در اولین مرحله ورود انسان به عالم پس از مرگ رخ می دهد. این عذاب برای کافر و مشرک و منافق مقدمه عذابی است که به دنبال آن، عذاب های برزخی و قیامت خواهد بود. از امام صادق (ع) خواسته شد که مرگ را توصیف نمایند. حضرت فرمود: «مرگ برای مومن مانند خوش بوترین رایحه است که مومن از استشمام آن دچار حالتی شبیه به خواب می شود و در این حالت هرچه درد و رنج است بطور کلی از او منقطع می گردد، در حالیکه مرگ برای کافر و فاسق مانند گزش افعی و نیش عقرب بلکه شدیدتر از آن می باشد. روزی امیرالمومنین(ع) از شدت چشم درد (در حالیکه رسول خدا صلی الله علیه و آله به عیادتشان آمده بودند) رنج می بردند،رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:آیا از درد بیتابی می کنی؟ عرض کرد: یا رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگز به این شدت درد نکشیده بودم. فرمودند: ای علی (ع) (بدان) که ملک الموت هنگامی که برای قبض روح کافر می آید، همراهش میله ای است از آتش که به وسیله آن روحش را قبض می نماید (ودرد به قدری شدید است که) جهنم به فغان می آید. علی (ع) (که خوابیده بود بشدت متاثر شد) و در جایش نشست و عرض کرد: یا رسول خدا صلی الله علیه و آله بار دیگر فرمایشتان را تکرار کنید، براستی از شنیدن این خبر دردم را فراموش کردم. سپس عرض کرد: آیا از امتت کسی چنین عذابی را می چشد؟ فرمود: آری حاکو ستمگر، خورنده مال یتیم به ستم و کسی که شهادت دروغ بدهد. امیرالمومنین (ع) در توصیف مرگ مومن فرمود: «به آنچه که خداوند به شما دستور داده است عمل کنید، زیرا هنگام مرگ، مومن حالتی می یابد که مورد غبطه همه شماست، در آن حالت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد او حاضر می شود و از جانب خداوند بشارت می یابد. بگونه ای که چشمش روشن می گردد و اشتیاق لقای الهی را پیدا می کند». فرمانهای ایزد تعالی برای انسانها درباره مرگ: به فرشتگانی که در آسمانها در انجام دادن امور مختلف مامور هستند در یک شب دستورهای مربوط به تمام سال داده می شود و به آنها تاکید کرده می شود که در این سال فلان کار راجع به فلان کس انجام بدهند. درباره این شب مخصوص روایات فرق می کند. بعضی ها این کار به شب قدر و بعضی ها به شب برات نسبت می دهند. بهرحال در یکی از شبهای مزبور از طرف خداوند متعال فهرست اسامی کسانیکه قرار باشد در ظرف آن سال جان بسپارند به فرشتگان سپرده می شود. انسان در دنیا با بی فکری تمام در سرگرمیهای نشاط بخش خود مشغول می ماند در صورتیکه از آسمانها حکم بازداشت یا حکو اعدام او صادر کرده می شود که در برابر آن نه امکان اعمال نفوذ است و نه احتمال استیناف و نه امکان دارد وقتی که برای مرگ او تعین شده است حتی برای یک دقیقه هم تغییر کند.
(مرگ = موت(، ضد )زندگی=حیات( است. بنابراین معنای مرگ، مردن و بی جان شدن موجود جاندار است. همانگونه که عرب به زمینهای مرده و غیر قابل کشت «موت» می گوید. «وفات» یعنی بطور کامل دریافت شدن، مترادف «موت» نیست، زیرا موضوع موت، بی جان شدن «جسم» است و موضوع وفات، دریافت شدن «روح» است. اینکه گاهی موت و وفات را یکی می انگارند نه به علت ترادف این دو واژه است بلکه به علت ملازمت این دو با هم است، یعنی لازمه انتقال روح از عالم مادی به عالم ملکوت، موت ومرگ جسم است. تا جسم نمیرد روح به نشئه اصلی خود یعنی «ملکوت»، برنمی گردد. پس موت حد فاصل دو حالت روح است: روح، به هنگام تعلق به عالم ماده (زمین)، و روح، به هنگام عروج به عالم ملکوت (آسمان). مستی زوال عقل است و از این رو همرهِ بی خودی است، اما خمار مستی فانی است و حتی شُرب مدام نیز علاج درد نمی کند. تا زنده ایم هوشیاریم و هوشیار اسیر خود است، مگر آنکه شراب مرگ در کشیم که یکسره از عقل و از خود می رهاندمان؛ این سرّی است که در موُتوُا قَبلَ اَن تَموُتوُا فاش کرده اند؛ بنوشید و بمیرید. شهید مرتضی آوینی
و خداوند متعال در روز هفتم مرگ را آفرید تا تمام خلق در مقابل قدرت عظیمش سر تعظیم فرو آورند . پاک است خدایی که در قهر و غضبش هیچکس شریک نیست و فقط همان است که جاودان است و هیچکس همتای او نیست . لذا چون مرگ به هرکس درپیش است و هرکس باید با خاک یکسان و با کرمهای گور رفیق و با منکر نکیر روبرو شود و مدتها در زیرزمین مدفون بماند و آنگاه منظره وحشتناک قیامت را تماشا کند و چون اینهم روشن نیست که وارد جنت یا دوزخ میشود ، لازم است که بیم مرگ هر وقت فکر او را بخود مشغول داشته باشد . |
|