تبليغاتX
منتظران
 

 

انتظاری مدید و دردناک

 

در بخش قبل گفتیم که پس از ورود انسانها به عالم برزخ با دو نفخه صور (اماته و احیاء) مرگ و حیات جمیع موجودات تحقق می پذیرد. با نفخه دوم هر انسانی ناگهان خود را در جایی می بیند که نه کوهی دارد و نه دره و دریایی، نه درختی و گیاهی و نه خانه و آشیانی. صحرایی بیکران که از وجود انسان و حیوان و... موج می زند و تا چشم کار می کند موجود زنده علی الخصوص انسان است. در این قسمت با کمک آیات قرآنی و روایات اسلامی، تصویری از این صحرای عجیب بدست می دهیم. از قرآن کریم آغاز می کنیم:

 

«(در این روز در این صحرای محشر)، فرد فرد شما (با اعمال و مکتبات فردی خود) نزد ما آمدید همانگونه که اول بار شما را فرد خلق کردیم. و آنچه که ما به شما داده بودیم پشت سرگذاشتید...»

(انعام، 94)

 

«روزی که این زمین غیر از این زمین و آسمان خواهد شد و همه در پیشگاه خدای واحد قهار حاضر شوند»

(ابراهیم، 48)

 

«روزی که از قبرهایشان بسرعت خارج می شوند گویی بسوی علامات نصب شده نشانداری روانه می شوند. در حالی که چشمانشان خشوع و ترس می  بارد و بر روهایشان گرد ذلت نشسته است، آنست همان روزی که به آنها وعده داده شده بود.»

(معارج، 43-44)

 

 

امام سجاد (ع) فرمودند:

سرزمینی که بر آن کوهی نیست .

هیچ جای فراری ندارد.

جنس این صحرا از آتش است.

 

*این صحرا تاریک و ظلمانی است

امام صادق (ع) فرمودند:« هنگامی که روز قیامت فرا می رسد خداوند اولین و آخرین را در صحرایی گرد می آورد و به تاریکی شدیدی آنها را می پوشاند. آنها بسوی پروردگارشان زاری و ناله می کنند و می گویند: پروردگارا این ظلمت را از ما دور کن. آنگاه حضرت فرمود: قومی روی می آورند که نوری در پیشاپیش آنها حرکت می کند بطوری زمین قیامت از آن نور روشن می گردد...»

 

*گرمای شدید صحرای محشر

با توجه به اینکه جنس صحرای محشر از آتش است حرارت شدید موجب ریزش عرق و در نتیجه عذاب و شکنجه حاضران در محشر می شود:

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه فرمودند: «آنگاه که کارها به انجام می رسد و آنها را (خداوند) از قبرها خارج می فرماید ... عرق (از شدت وفور گرما) بر دهانها لجام می زند.

 

*عوامل سوق دهنده انسانها بسوی صحرای محشر

دو عامل انسانها را به سوی این صحرا و مواقف پنجگانه آن سوق می دهد: یکی آتشی مخصوص یا بادهای مخصوص (بنا به بعضی روایات) و دیگری دو فرشته که نگهبان و همراه انسانند:

امام صادق(ع) فرمودند: «آتشی از عمق صحای عدن (دریمن) شعله کشان و نورافشان خارج می شود و (شراره های آن بقدری بلند و ضخیم است که گویی) گردنهای شترند. بطوری که (فی المثل می توان) آن را از سرزمین شام (سوریه فعلی) مشاهده نمود. این آتش مردم را بسوی محشر سوق می دهد.»

+ نوشته شده در  86/06/30ساعت   توسط مهرداد.د  | 
 

اما ببینیم که در این هنگامه عظیم بر سر انسان و حیوان و تمام موجودات ذی حس و شعور از جن گرفته تا ملک چه می آید و قرآن کریم در این باره چه بیانی دارد؟

پر واضح است که قبل از وقوع قیامت عده ای از انسانها در عالم برزخند و عده دیگر در دنیا. با وقوع قیامت همراه با آن صیحه جانکاه و ناگهانی، زندگان عالم دنیا در یک آن می میرند و به برزخیان می پیوندند (قرآن کریم روایات در مورد برزخی بودن حیوانات هم ساکت نیست:«واذاالوحوش حشرت» در این موقعیت زمان خورشیدی و قمری دیگر مطرح نیست، زیرا خورشید و ماهی در کار نیست تا زمانی از آن انتزاع شود. در این میان یک حادثه مهم دیگر رخ می دهد که رابطه مستقیمی با موجودات برزخی و تمام ملکوتیان (از انس و جن و ملک) در تمام آسمانها و زمین دارد و آن «نفخ صور» در دو نوبت است.

«و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند هلاک می شوند، مگر افرادی که خداوند بخواهد، پس بار دیگر در صور دمیده می شود، در این هنگام تمام موجودات هلاک شده زنده می شوند و به حال قیام و وقوف درآمده در انتظار امر پروردگار هستند».

(زمر، 68)

«و در روزی که در صور دمیده شود، تمام کسانی که در آسمانها و کسانی که در زمین هستند به ((فزع)) و هراس و ترس می افتند مگر افرادی که خداوند بخواهد، و همه با حال ذلت و انکسار بر خداوند وارد می شوند.»

(نمل، 88)

+ نوشته شده در  86/06/24ساعت   توسط مهرداد.د  | 
 

قرآن کریم بدون اغراق تنها کتاب آسمانی است که بشکل بی نظیری هم از لحاظ کمٌی و هم از لحاظ کیفی از جهان پس از مرگ پرده برداشته است، بخش عظیمی از آیات مربوط به قیامت اختصاص دارد که آوردن همه آنها در این نوشتار با هدف آن یعنی اختصار تناسبی نخواهد داشت. برای اینکه از اقیانوس مواج قرآنی در این رابطه محروم نباشیم بی مناسبت نیست که آیاتی درباره اثبات وجود قیامت از دیدگاه قرآن آورده شود:

نمونه هایی از آیاتی که بالصراحة «حشر» و «رجوع» انسانها را در پیشگاه خداوند مطرح می سازد:

«چگونه به خداوند کفر می ورزید در حالیکه مرده بودید و شما را زنده کرد، سپس شما را می میراند وسپس بسوی او باز می گردید».                                                                                      (بقره، 28)

«و اگر مردید یا کشته شدید (سرانجام) بسوی خدا محشور خواهید شد».                          (آل عمران، 158)

«از خدا بپرهیزید، همان خدایی که بسوی او محشور خواهید گشت».                              (مائده، 96)

«آنگاه بسوی اوست رجعت شما را به آنچه کرده اید آگاه می سازد».                              (انعام، 60)

«آنگاه بسوی خداوند برگردانیده می شوید همان خداوندی که مولای بر حق ایشان است. هان (آگاه باشید) که حکم و داوری با اوست و او سریع ترین حسابگران است».                                         (انعام، 62)

... و دهها آیه دیگر از این قبیل.

دسته دیگر آیاتی هستند که وقوع قیامت را با تعبیر «لاریب فیه» (بدون شک) خاطرنشان می سازد، نظیر:

«(خداوند) شما را در روز قیامت که شکی در وقوعش نیست، جمع خواهد کرد».            (نساء، 87)

«(ای رسول خدا (ص)) و این چنین ما آنها را آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خداوند حق و درست است و (بدانند) که قیامت بدون شک (وقوع خواهد یافت)».                                                (کهف، 18)

...و آیات دیگر بر همین سیاق.

صدها آیه دیگر موضوع قیامت را با تعابیر مختلف نظیر: یوم الجمع، یوم الحسره، یوم الفصل، یوم الکبیر... بیان داشته و این تعابیر را تحت عنوان «اسماءقیامت» می شناسیم. با ذکر یک آیه از آیات جامع قیامت، این عنوان را پایان می دهیم:

«ای مردم! اگر شما درباره قیامت و قدرت خدا بربعث مردگان شک و ریبی دارید، بدانید که ما شما را نخست از خاک آفریدیم، آنگاه از آب نطفه، آنگاه از خون بسته، آنگاه از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا در این انتقال و تحولات، قدرت خود را بر شما آشکار سازیم و از نطفه ها آنچه را که مشیت ما تعلق می گیرد در رحمها قرار دهیم تا بوقتی معین طفلی (چون گوهر) از (صدف) رحم بیرون آریم تا زیست نموده و بحد بلوغ و کمال برسد. و برخی از شما (در این بین) بمیرید، و برخی به سن پیری و دوران ضعف و ناتوانی رسد تا آنجا که پس از دانش و هوش، خرف شود و هیچ فهم نکند. و زمین را بنگری وقتی خشک و بی گیاه باشد، آنگاه باران بر او فروباریم تا سبز و خرم شود و (تخم ها در آن نمو کند) و از هر نوع گیاه زیبا برویاند، این (آثار قدرت) دلیل است که خدای قادر حق است و او البته مردگان را زنده خواهد کرد و او محققا بر هر چیز تواناست، و محققا ساعت قیامت بیاید، بی هیچ شک و به یقین خدا مردگان را برانگیزد از قبر.                         (حج، 5-7)

احادیث

حضرت علی بن الحسین، امام سجاد (ع) فرمود: «تعجب می کنم از آدم متکبر خودخواه که دیروزش نطفه ای بود و فردایش جیفه (لاشه گندیده) و بسیار تعجب می کنم از کسی که در وجود خداوند شک می کند در حالیکه مخلوقاتش را می بیند. و بسیار در عجبم از کسی که مرگ را انکار می کند در حالی که هر روز و هر شب شاهد مردن عده ایست. و در شگفتم از کسی که عالم آخرت را انکار می کند در حالی که دنیا را (و کیفیت پیدایشش را) می بیند و تعجب می کنم از کسی که دارفنا (دنیا) را آباد می کند اما داربقا (آخرت) را فراموش می نماید.»

رسول خدا (ص) فرمود:«ای فرزندان عبدالمطلب، همانا رییس قوم به اهلش دروغ نمی گوید، قسم به کسی که مرا بحق مبعوث فرمود شما همانطور که می خوابید خواهید مرد و همانطور که بیدار می شوید برانگیخته خواهید شد و نیست بعد از مرگ مگر بهشت یا جهنم. و آفرینش همه مخلوقات و برانگیختن آنها برای خداوند عزوجل مانند آفریدن یک نفس واحده است (برای خدا بسیار آسان است) همانطور که در قرآن کریم فرموده «و ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس واحدة»   (حج، 5-7)

 

+ نوشته شده در  86/06/05ساعت   توسط مهرداد.د  | 
 

دلایل نقلی، اصولا ریشه در دلیل عقلی دارد، زیرا مستند ما برای اثبات قیامت وحی است، و وحی هم بنوبه خود در اصول دین تحت عنوان نبوت به اثبات عقلی رسیده است. بنابراین، اگر ما به مستندات وحی تمسک می جوییم در حقیقت به حکم عقل این کار را انجام می دهیم.

دلایل نقلی شامل قرآن و احادیث است. قرآن مجید هم به دو گونه امکان وقوع معاد را به ما گزارش می دهد، نمونه هایی که توسط پیامبران صورت گرفته است، و گزارش قرآن کریم بروقوع قیامت بدون اینکه قصد استدلال داشته باشد.

عُزیر پیامبر خدا

عُزیر از جمله پیامبران بنی اسراییل و حافظ تمام تورات بوده و در بیت المقدس معلٌم و پیشوای یهودیان بود. وقتی با چهارپایش سفر می کرد مقداری نان و انگور همراه داشت. به قریه ای رسید که سالیان پیش اهل آن هلاک شده بودند و جز استخوانهای پوسیده از ایشان باقی نمانده بود، عزیر از روی حیرت و تعجٌب نگاهی به این استخوانها کرد و گفت:«انی یحیی هذه الله بعد موتها» (خدا این استخوانهای پوسیده را چطور دوباره زنده می فرماید)، خداوند تعالی برای اینکه بالحٌس به او بفهماند که قیامت نزد تو شگفت آور و بزرگ است ولی برای خداوند تعالی اهمیتی ندارد همانجا او را می میراند و یکصد سال به همین حال می افتد. و الاغش نیز استخوانهایش می پوسد. لکن تعجب اینجاست که انگور با آن لطافت، تازه می ماند. پس از یکصد سال خدا عزیر را زنده می کند، ملکی را بصورت بشر می بیند که از او می پرسد شما چقدر است که اینجا آمده اید، می گوید یک روز است که آمده ام، بلکه کمتر از یک روز! ملک گفت که صد سال است که اینجا افتاده بودی. به الاغش نگاه کرد دید، استخوان او پوسیده شده است. آن وقت ملک می گوید: به الاغت نگاه کن ببین که خدا چه می کند؟ عزیر می بیند اجزاء و ذرات بدن الاغ یکمرتبه بحرکت درآمده و بهم می چسبد. دست، پا، سر، چشم، گوش و غیره بهم متصل شده و به یکباره الاغ کاملی درست شده و از جا حرکت می کند. آنگاه (ملک) می گوید: انگورت را نگاه کن که اصلا  خراب نشده. و قدرت خدای را مشاهده کن و بدان که خدا بر هر چیز تواناست. (بقره، 261)

 

+ نوشته شده در  86/05/26ساعت   توسط مهرداد.د  | 
 

چهل سال یا چهل ماه یا چهل هفته پیش از قیامت حضرت اسرافیل اولین بار شیپور خود را بصدا در می آورند. صدایش بقدری وحشتناک و ترسناک خواهد بود که همه جانداران، آدمیان، چرندگان، پرندگان یعنی تمام آنهاییکه روی زمین بسر می برند و خزندگانی که زیر زمین زندگی می کنند از ترس و و حشت بلرزه در می آیند، لرزه براندام می شوند، رنگ صورتهایشان می پرد، قلبهایشان تند تند می زند و چشمهایشان گود می رود و در همین حالت مرگ همه آنها را فرا می گیرد.

آنگاه دوباره به اسرافیل دستور داده می شود که شیپور خود را بصدا در بیاورد. و این دفعه بر اثر صدای آن همه روحها به بدنهای خود برمی گردند و حالا دنیا به نحو تازه ای خلق می گردد.

حالا کسانی که در دنیای فانی گذشته از اطاعت خدا با نفس خود مخالفت کرده باشند بعد از این حادثه به راحتی و آرامی و بدون ترس و خطر سرخور شده و شادی کنان برمی خیزند.

 

+ نوشته شده در  86/05/19ساعت   توسط مهرداد.د  | 
 

قیامت برای چه کسانی برپا می شود:

حافظ ابن حجر در فتح الباری روایتی از طبرانی نقل نموده است که در آن بی حمیتی و

 بی حیائی نزدیک قیامت را مشروحا شرح داده است. ترجمه آن روایت بدینقرار است:

«قیامت تا روزی برپا نمی شود تا وقتیکه نوبت به انجام نرسد که وقتی زنی از کنار جمعی

 از مردم رد می شود و یکی از آنها سر جای خود بلند شده دامنش را (چنانکه دم گوسفند

ماده را برمی دارند) برمی دارد و با او شروع به زنا می کند».

(با مشاهده این حال) یکی از آنها می گوید:

«بهتر بود که اقلا همراه با او پشت دیواری قایم می شدی. (آنگاه فرمودند که) آن

 شخص (ثانی الذکر) در میان آنها بقدری (پرهیزگار) خواهد بود که در میان شما

 انسانهای فاضل وجود دارند».

 

 

پیغمبران دروغی به ظهور می رسند:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«وقتی امت من شمشیر را کنار می گذارد (یا به عبارت دیگر آنرا بجای جهاد فی سبیل

الله به منظور جنگهای برادر کشی به کار می برد تا قیامت به نیام گذاشته نمی شود)

قیامت برپا می شود و قیامت برپا نمی شود تا وقتیکه بعضی از قبایل امت من بزمره

مشرکان در نمی آیند و بسیاری از قبیله های امت من شروع به بت پرستی نمی کنند.

(آنگاه فرمودند) بدون شک در میان امتیان من سی نفر کذاب بظهور می رسند که هر

 یک از آنها خودش را پیغمبر اعلام می کند در حالیکه من خاتم پیغمبران هستم و بعد

از من هیچکس نمی تواند

پیغمبر باشد».                                                                                                                        

 

رسم ستمکار گفتن به ستمکار، نشان دادن را نیکی ها و جلوگیری کردن از بدی ها

متروک می گردد:

بنا به روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«وقتی امتیانم را در حالی ببینی که از گفتن ستمکار به ستمکار بترسند از آنها کنار

بگیر(یعنی در مجالس و محافل آنها شرکت نکن)». 

 

تند باد سرخ می وزد، زمین لرزه رخ می دهد، چهره ها مسخ می شود و از آسمان سنگ

 پاره ها می بارد:

بنا به روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«وقتی مال غنیمت را مال شخصی حساب می کنند و مال امانت را به صاحبش بر نمی

گردانند و زکات را جریمه می پردازند و تحصیل علم را وسیله کسب منافع دنیوی قرار

می دهند و مردها از زنانشان اطاعت می کنند و مادران خود را (برای جلب رضایت زنان

 خود) اذیت می کنند و دوستان را به پدران خود ترجیح می دهند و در مسجدها (بجای

مسایل دینی برای حل مسایل دنیوی) شلوغ می کنند و بی دینان روسای قبایل

می شوند و فرومایگان بسرداری قوم خود می رسند و برای رفع شر بعضی ها را مورد

احترام قرار می دهند و زنان آوازه خوان و آلات موسیقی ره به افزایش می نهد و

بازارهای مشروب خواری رونق پیدا می کنند و آیندگان به رفتگان لعنت می فرستند،

آن وقت منتظر تند باد های سرخ و زمین لرزه ها باشید و نیز انتظار فرو رفتن زمین و

 مسخ شدن صورت ها و سنگ پرانی از آسمان را بکشید و همزمان با این قبیل عذاب ها

 منتظر نشانه های دیگر باشید که پیاپی طوری بظهور می رسند که گویا نخ رشته ای

بگسلد و دانه های آن یکی پس از دیگری بریزد». 

 

 

طوفان کشت و کشتار برپا می شود:

بنا به روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«دنیا خاتمه پیدا نمی کند تا وقتیکه روزی فرا نرسد که قاتل نخواهد دانست که چرا قتل نموده و

 مقتول نخواهد دانست که چرا بقتل رسیده است».

کسی عرض کرد:

«چرا اینطور می شود ؟»

فرمودند:

«به علت بروز فتنه ها کشت و کشتار شدیدی رخ می دهد و (در نتیجه اینگونه فتنه و فساد)

 قاتل و مقتول هر دو وارد جهنم می شوند».

هر زمان بعدی نسبت به هر زمان آتی بدتر می شود، کفر شیوع می یابد، حق حتما با گروهی

 خواهد بود و مجددین متولیا ظهور خواهند کرد.

 

 

فقط اسمی از اسلام و رسمی از خواندن قرآن می ماند و علمای سوء به ظهور می رسند:

از حضرت علی (ع) مرویست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«در آینده نزدیک مردم با زمانی روبرو می شوند که فقط اسمی از اسلام و رسمی از خواندن

 قرآن بافی می ماند، مسجدهای آنها (با نقاشی و کاشی کاری و لوازم برقی و امثال آنها)

آباد ولی از لحاظ رشد و هدایت ویران می شوند و علمای آنها بدترین کسانی خواهند بود

 که زیر آسمان باشند. آنها باعث بروز فتنه ها می شوند و بعدا همین فتنه ها به خود آنها

مراجعت می کنند».

مسلمانان اسما مسلمان می مانند و عملا شعائر اسلامی را ترک می گویند.

مسجدها را آذین می بندند و در آنها راجع به امور دنیوی صحبت می کنند، حرامزادگان

زیاد بوجود می آیند.

 

+ نوشته شده در  86/05/04ساعت   توسط مهرداد.د  | 
 

قبل از وقوع قیامت در جامعه بشری وقایعی رخ می دهد که نمونه های محدودش را بشریت کم و بیش تاکنون دیده و اکنون نیز با آن مواجه است، نظیر: خیانت به امانت، ضایع کردن زکاة، اطاعت شوهر از زن، عاق والدین و...

رسول خدا (ص) در حدیثی طولانی به یکی از یاران خود سلمان فارسی فرمود:

ای سلمان! «به درستی که علامات قیامت آن است که:«مردم نمازرا خراب می کنند و از شهوات پیروی می نمایند و تمایلاتشان به سوی هوای نفسانی است، مال را بزرگ می شمرند و دین را به دنیا می فروشند. و در چنین شرایطی و موقعیتی، همانطور که نمک در آب حل می شود، دل مومن و اندرون آن آب می شود و حل می گردد چون منکرات را در برابر دیدگان خود می بیند و قدرت تغییر و اصلاح آنها را ندارد. درآن وقت افرادی بر مردم حکومت دارند و زمام آنها را در دست داشته و بر آنها سیطره دارند، که عبارتند از: حاکمانی که همه آنها ستمکار و ظالمند وزرائی که فاسقند و حکام و استانداران و فرمانداران که همه اهل جور و ستم هستند و امین هایی که همه اهل خیانتند. در آن هنگام زنان بر مردان حکومت می کنند و با کنیزان مشورت می نمایند و بچه ها که(کنایه از افراد بی بصیرت و بی دانش باشد) بر منبرها بالا می روند و برای مردم خطبه می خوانند و زمام امور تبلیغاتی مردم را این افراد کم تجربه و کم خرد در دست می گیرند و دروغ گویی و دروغ پردازی از کارهای طرفه و فکاهی و ظریف شمرده می شود و دادن زکاة مال را ضرر و غرامت می پندارند و هرگونه دسترسی به بیت المال و ربودن اموال عامه را غنیمت و بهره می شمارند. مردم با پدر و مادر خود جفا می کنند و به آنها بی اعتنایی نموده و آنان را سبک می شمارند  و از ادای حقوق واجبه و مستحسنة آنها برنمی آیند ولیکن با دوستان خود احسان و نیکویی می نمایند و ستاره دنباله دار در آسمان طلوع می کند.  در آن زمان زنان با شوهرانشان در امور خارج از منزل مانند تجارت شرکت می کنند و باران در تابستان می بارد و مردمان بزرگ و بزرگوار پیوسته در خشم و غضب و غیظ فرو می روند و مردم بی چیز و تنگدست مورد اهانت و تحقیر قرار می گیرند؛ و در آن زمان به هم نزدیک می شوند و در صورتی که محل خرید و فروش بسیار است همه مردم از کار و کسب خود در گله و شکوه هستند یکی می گوید، من چیزی نفروختم و دیگری می گوید، سودی نبردم و در آن وقت می نگری که تمام مردم در مقام گلایه از خدا و مذمت او هستند. در آن زمان بر مردم حکومت می کنند کسانی که اگر مردم برای دفاع از حقوق خود و برای حق اولیه خود، کوچکترین مطلبی که در آن شائبه سیادت و حریت و آزادی فکر باشد سخن گویند، آنها را می کشند و اگر مردم سکوت هم اختیار کنند آنها اموال و نفوس و اعراض ایشان را مباح می شمارند و برای استفاده از کار و زحمت و دسترنج آنها از خوردن خون آنها دریغ نمی کنند و زنان و دختران ایشان را به بیگاری می برند و اعمال منافی عفت انجام می دهند و احترام آنها را پایمال می کنند و خون مردم بیچاره را بی مهابا و بدون پروا می ریزند و در دل هایشان از خوف و دهشت و هراس به اندازه ای وارد می کنند که هیچکس حق نفس کشیدن ندارد. ای سلمان در آن زمان تمام مردم رعیت ترسناک و خائف و وحشت زده و هراسناک خواهند بود. در آن زمان چیزی را از طرف مشرق برای مردم می آورند و چیزی دیگر را از طرف مغرب، و بدین وسیله امت مرا مشغول می کنند، پس وای بر ضعیفان امت من از دست این ستمگران! وای بر ایشان از خدا، به افراد کوچک و زیردست رحم نمی آورند و احترام و توقیر بزرگان را ادا نمی کنند و از خطا کار و شخصی که در امور شخصی بدی کند درنمی گذرند و او را مورد عفو و اغماض خود قرار نمی دهند، گفتار آنها همه فحش و زشتی است، هیکل انان هیکل آدمی است ولی دلهای آنها دلهای شیطانی است. در آن وقت مردها به مردها اکتفا می کنند و زنها به زنها، و در آن آن زمان همانطور که زن در خانه شوهرش مورد حفظ و حراست واقع می شود که کسی به او تعدی نکند و در استمتاعات اختصاص به مرد خود داشته باشد، همینطور افرادی، جوانان تازه به سن رسیده را به خود اختصاص داده و در اعمال نامشروع مورد حراست و حفظ خود قرار می دهند تا کسی دیگر به آنها توجهی نکند، مردها خود را شبیه زنان می کنند و زنان خود را شبیه مردان می نمایند، و افرادی که دارای رحم هستند و برای تولید مثل آفریده شده اند (-که منظور زنان می باشند) سوار بر زینها می شوند و پس بر آن زنان امت من لعنت خدا باد. در آن وقت مردم مساجد را زینت می کنند، همچنانکه معبدهای نصاری و یهود را زینت می کنند و قرآن ها را به زیور و شکل نقاشی ها آراسته و پیراسته می کنند و مناره ها و ماذنه های مساجد را بلند می سازند تا اشراف بر خانه های اطراف پیدا می کند و صف های نماز جماعت بسیار می شود و مردم در این نمازها زیاد شرکت می کنند ولی با دلهای پر از کین و حسد و عداوت با یکدیگر، و با زبانهایی منافقانه و سخن هایی مزورانه و آلوده به نیت های فاسد. در آن زمان وضعیت، مردان امت من خود را با طلا زینت می کنند و لباس حریر و دیبا می پوشند و پوست کفتار و پلنگ را برای خود جامه می کنند. در آن موقع، ربا خواری در بین مردم ظاهر و آشکار می گردد و مردم با یکدیگر با غیبت و رشوه معامله می کنند و دین در نزد مردم، ضعیف و به درجات نازلی پایین می آید و لیکن دنیا قوی و به درجات عالی در بین مردم بالا می رود. در آن زمان طلاق زیاد واقع می شود و حد الهی جاری نمی گردد و اینها ابدا به خداوند ضرری نمی رساند. در آن زمان زنان آوازه خوان در بین مردم به هم می رسد و استعمال آلات موسیقی رواج پیدا می کند و بر مردم شریرترین افراد از امت من حکومت می کند. در آن زمان اغنیاء و ثروتمندان امت من که به حج می روند، برای تفریح و تفرج است و متوسطین از امت برای تجارت و خرید و فروش است و فقرا از امت من برای خودنمایی و شهرت است. در آن هنگام بسیاری از افراد مردم، قرآن را برای غیر خدا یاد می گیرند و قرآن را به صورت آهنگ موسیقی درمزمار و آلات موسیقی می نوازند. و دستجات و گروههایی هستند که برای غیر خدا به دنبال علوم دینیه اسلامیه می روند و برای فقاهت تلاش می کنند و اولاد زنا در این بین بسیار پدید می آید، و قرآن را به صورت لهو و با صورت تغنی غیر مشروع می خوانند و همگی مردم برای رسیدن به دنیا و شئون دنیا کوشش می کنند و مسابقه می دهند و سعی می کنند تا بتوانند در امور دنیا از یکدیگر پیشی گیرند. در آن زمان پرده عصمت مردم پاره می شود و محرمات الهیه جای آورده می شود و حریم عفاف دریده می گردد و معصیت های خدا رایج می گردد و بدان و اشرار بر اخیار و خوبان تسلط پیدا می کنند و دروغ علنا رایج و در بین توده مردم شایع می شود و لجاج و خود سری و استکبار ظاهر می گردد و نیازمندی و احتیاج همه توده ها را فرا می گیرد، مردم به لباس خود بریکدیگر فخریه و مباهات می کنند و باران های فراوان در غیر فصل باران پیدا می شود و اشتغال به لهو و لعب از قبیل بازی کردن با باطل و تار و الات موسیقی را امری پسندیده و نیکو می شمارند و امر به معروف و نهی از منکر را گذشته از آنکه بجا نمی آورند، امر نکوهیده و ناپسندیده می دانند. زمانه و وضعیت محیط در آن زمان بقدری انحطاط پیدا می کند که مردمان مومن و استوار با ایمان راسخ در آن زمان از تمام افراد امت پست تر و حقیرتر و ذلیل تر خواهند بود. و در بین زهاد و عباد و هم چنین در بین علما و سخنرانان حس بدبینی و بدخواهی ظهور نموده و پیوسته درصدد عیب جویی و ملامت از یکدیگر برمی آیند. این چنین افرادی با چنین روحیه و عادتی و با چنین ملکات و صفاتی در ملکوت آسمانها به ارجاس و انجاس یعنی موجودات پلید و کثیف و نجس خوانده می شوند. در آن هنگام افراد ثروتمند و متمول بیش از همه کس از فقر نگرانند، به فقرا و ضعفا کمک نمی شود و کسی بر آنان رحم نمی آورد، حتی افراد سائل در مدت یک هفته که از این جمعه تا آن جمعه می باشد سوال می کنند و کسی پیدا نمی شود که چیزی در دست آنان گذارد. ای سلمان! و در آن موقعیت «رویبضة» تکلم می کند! سلمان گفت فدایت شوم، «رویبضة» چیست؟ رسول خدا (ص) فرمود: در امور اجتماعی مرم و اوضاع عامه کسی تکلم می کند و ارشادات مردم را به عهده دارد که در شان او، ارشاد و هدایت و ولایت برمردم نیست. چون این قضایا واقع گردد و این علایم تحقق یابد دیگر مدت درازی به طول نمی انجامد، بلکه درنگ نمی کنند مردم مگر زمان اندکی که ناگهان زمین صیحه عجیبی کشد و این صدا و صیحه بطوری تمام بسیط زمین را فرا می گیرد که هرکس چنین می پندارد که این صیحه در ناحیه و موطن او واقع شده است و پس از صیحه بقدری که خداوند اراده اش تعلق گیرد باز مردم در روی زمین درنگ می کنند و در این اقامت و درنگ دچار تکانها و مشقات می گردند. و زمین پاره های جگر خود را بیرون می ریزد و منظور از پاره های جگر طلاها و نقره هاست. سلمان گفت: ای رسول خدا آیا اینها از امو رواقع شدنی است؟ رسوا خدا(ص) فرمود: آری سوگند به آنکه جان من در قدرت اوست؟                                                                                   «معادشناسی، ج4، ص18-23»

 

+ نوشته شده در  86/04/15ساعت   توسط مهرداد.د  | 

 

«(ای رسول خدا (ص)) و این چنین ما آنها را آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خداوند حق و درست است و (بدانند) که قیامت بدون شک (وقوع خواهد یافت)».                                                (کهف، 18)

 

علایم قیامت

قبل از وقوع قیامت –که ناگهان و بی مقدمه رخ می دهد- حوادثی در آسمان ها و زمین مسکونی ما، رخ می دهد که عمدتا بر دو قسمند: حوادث طبیعی و حوادث اجتماعی – اخلاقی.

عمده ترین حادثه ای که رخ خواهد داد زمینه را برای قیامت کبری فراهم خواهد ساخت، یکی ظهور قائم آل محمد (ص)، و دیگری رجعت ائمه معصومین (ع) و برخی از متوفیان است که یا مومن محضند و یا کافر محض.

در قرآن کریم بدون تصریح نام و در روایات کثیره با صراحت و قاطعیت درباره ظهور مهدی موعود(عج) سخن گفته شده که ذکر آیات و روایات مربوطه ما را از مقصود اصلی که همانا طرح مسئله معاد باشد، باز می دارد، انشا الله در بحت ظهور به بیان کامل در این مورد می پردازیم.

در مورد رجعت ائمه معصومین مساله به قوت اولی نیست و به همین جهت عده ای از علما بخصوص اهل تسنن در این مورد انکار و یا سکوت نموده اند. اما آنچه که از مطالعه مجموع آیات و روایات و داوری محققین گرانمایه شیعه برمی آید، موضوع رجعت هم از مسلمات است و دلایلی عقلی نیز بر صحت این موضوع حاکم و ناظر است. در مورد رجعت بیش از این مجال بحث نیست.

و اما علایم و حوادث قبل از وقوع قیامت، همانطور که گفته شد، دو نوع حادثه قبل از قیامت رخ می دهد:

1- حوادث طبیعی

این گونه حوادث ناشی از تغییر اوضاع طبیعی و ظهور خوارق عادت، نظیر پیدایش دود فراگیر(دخان مبین)، طلوع خورشید از مغرب، خسوف، آتشی ساطع از عمق صحرای عدن و نظایر آن، می باشد.

حذیفة بن اسید می گوید: رسول خدا (ص) بر ما وارد شد و ما در حال گفتگو درباره قیامت بودیم –فرمودند: «قیامت به وقوع نمی پیوندد مگر آنکه ده نشانه رخ دهد، دجال، دخان (دود)، طلوع خورشید از مغرب، دابه (جنبنده) زمین، یاجوج و ماجوج، سه خسوف، (خسوفی در مغرب، خسوفی در مشرق، خسوفی در جزیرةالعرب)، آتشی که از عمق عدن خارج شده و مردم بسوی محشر سوق می دهد و هر کجا که مردم فرود آیند آنهم فرود می آید. (دهمین نشانه در حدیث از قلم افتاده است).

 

+ نوشته شده در  86/02/20ساعت   توسط مهرداد.د  |