|
بعد از فتح غرب توسط امام (ع) و درآمدن آن تحت فرمانروائي آن حضرت، واسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح (ع) رحلت نموده و حضرت مهدي (ع) و مسلمانان بر پيكر او نماز مي گزارند، و آنطور كه در روايات مي گويد، امام (ع) مراسم دفن و نماز خواندن بر بدن وي را آشكارا در حضور مردم انجام مي دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگويند، سپس پيكر پاك او را با پارچه اي دست باف مادرش مريم صديقه (ع) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مي سپارد. پس از فتح جهان توسط آن حضرت و يكپارچگي تمام دولتهاي جهان به صورت يك حكومت اسلامي... امام (ع) جهت تحقق بخشيدن به اهداف الهي در ابعاد گوناگون و در ميان ملتهاي جهان اقدام مي كند، و براي تعالي بخشيدن و شكوفائي زندگي مادي و تحقق توانگري و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش، و بالا بردن سطح آگاهي ديني و رنيايي مردم مي كوشد... طبق برخي روايات، ميزان افزايش دانشي را كه آن حضرت (ع) بر دانش مردم اضافه مي كند، به نسبت 25 به 2 است، يعني اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلي دانش بشر 27 جزء خواهد شد. اين بود دورنمائي كلي از حركت و انقلاب جهاني حضرت مهدي (ع) ... اما روزگاري كه اين حوادث در آن رخ مي دهد، آشكار ترين نشانه ها و رويدادهاي آن از زبان روايات چنين است: نخست فتنه اي است كه بر امت اسلامي پيش مي آيد و روايات، آن را آخرين و سخت ترين فتنه ها توصيف مي كند كه بر آنان وارد شده، و با ظهور امام (ع) بر طرف مي گردد. نكته قابل توجه اين است كه تمام ويژگي هاي كلي و مشروح اين آشوب با فتنه و سلطه غربي ها و نيز كشورهاي شرقي هم پيمان با آنان در آغاز اين قرن، تطبيق مي كند چه اينكه اين آشوب سراسر ممالك اسلامي و تمام خانواده هاي آنان را در بر مي گيرد. «خانه اي وجود ندارد مگر اين فتنه داخل آن شده و هيچ مسلماني نمي ماند مگر اينكه مورد آسيب آن واقع مي شود.» ملت هاي كافر بر كشورهاي مسلمانان هجوم مي آورند، آنگونه كه گرسنگان آزمند بر سفره چرب و رنگين حمله مي كنند. «به هنگام آن فتنه و آشوب گروهي از غرب و گروهي از شرق آمده و بر امت من حمكراني كنند.» اين فتنه از سرزمين شام، سرزميني كه دشمنان ما سلطه گري استعماري سياه خويش را از آنجا آغاز نموده، و آن را كانون پرتوافكن تمدن مي نامند شروع مي شود در نتيجه آشوبي به پا مي شود كه در زبان روايات به «فتنه فلسطين» از آن ياد شده، آشوبي كه كشور شام در اثر آن، هم چون آب درون مشك به هم مي خورد. «چون فتنه فلسطين بر پا شود منطقه شام دچار آشفتگي و نابساماني گردد، مانند بهم خوردن آب در مشك،و آنگاه كه در زمان پايانش فرا رسد پايان يافته و اندكي از شما پشيمان مي شويد.» روايات، نسل ها و فرزندان مسلمانان را بدين گونه توصيف مي كند: كه آنان با فرهنگ اين فتنه و آشوب نشو و نما مي كنند به گونه اي كه از ديگر فرهنگ ها بي اطلاع مي مانند... و فرمانروايان ستمگري كه با احكام كفر و هوا و هوس بر مسلمانان حكمراني نموده و آنان را با بدترين وضعي شكنجه مي دهند. احاديث شريف، به وجود آورندگان اين آشوب را روميان (غربيها) و تركان كه ظاهرا مراد از آنان (روسها) باشند،نام برده، و آنگاه كه حوادث بزرگي در سال ظهور حضرت مهدي (ع) رخ مي دهد، آنان نيروهاي خود را در رمله فلسطين و در انطاكيه در ساحل تركيه –سوريه و در جزيره، واقع در مرزهاي سوريه-عراق-تركيه، مستقر مي سازند. «زمانيكه روم و ترك (روسيه و غرب) عليه شما شورش... و با يكديگر نيز مخالفت و كشمكش مي نمايند و جنگ و درگيري ها در جهان رو به افزايش مي رود، هواداران تركان، جهت استقرار در جزيره و خوارج روم به انگيزه فرود آمدن در رمله به حركت در مي آيند.» هم چنين در روايات آمده كه آغاز ظهور آن بزرگوار از ايران خواهد بود. «نقطه آغاز ظهور او از سوي مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد، سفياني خروج مي كند.» يعني، آغاز مقدمات و زمينه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسي، ياران درفش هاي سياه انجام پذيرفته و نهضت آنان به دست مردي از قم به وجود مي آيد. «مردي از قم قيام نموده و مردم را به حق دعوت مي نمايد. گروهي كه گرد او جمع مي شوند، دلهاشان چون پاره هاي آهن محكم و استوار است و آنچنان نستوه اند كه از تند بادها و طوفانهاي كارزار نمي هراسند، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتي به دل راه نمي دهند، و همواره توكل و اتكا آنها به خداوند است و فرجام نيكو از آن تقوا پيشگان خواهد بود.» آنان پس از بپا خواستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابر قدرتها) مي خواهند كه آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نكنند، اما آنان بر اين امر اصرار دارند. «حق را مي جويند، به آنان سپرده نمي شود، بار ديگر خواستار آن مي شوند ديگر بار نيز سپرده نمي گردد، با مشاهده اين وضع سلاح بر دوش گرفته، و به مبارزه ادامه مي دهند تا خواسته آنها را عملي مي نمايند ولي اين بار اينان نمي پذيرند، تا اينكه قيام نموده... و پرچم نهضت را به دست صاحب شما يعني(حضرت مهدي (عج)) مي سپارند، و كشته هاي آنان شهيدان راه حق هستند.» و به گفته روايات آنها سرانجام در جنگ طولاني خود پيروز گشته و دو شخصيتي كه وعده داده شده در بين آنان ظاهر مي شوند. كه يكي خراساني بعنوان فقيه و مرجع، يا رهبر سياسي،و ديگري شعيب بن صالح كه جواني گندم گون، با ريش كم پشت از اهالي ري، مي باش به عنوان فرمانده نظامي مي باشد. با سپردن اين دو شخصيت پرچم اسلام را به حضرت مهدي (عج)، با نيروهاي خود در نهضت آن حضرت شركت مي نمايند. و شعيب بن صالح به سمت فرماندهي كل قواي حضرت مهدي (عج) نائل مي گردد. منبع: همان |
|